تماس با ما جه کسی 72 تن را مطرح کرد؟( ناگفته های آنموقع ) - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
واحد طراحی

در آن روزها همه چیز باهم بود و جدا کردن آن مشکل بود

ما در مدرسه عالی شهید مطهری کلاسهای زیادی داشتیم یکی از آن ها با استادی یکی از اساتید د ر روز هفتم تیر بر قرار بود که استادچند لحظه ای مکث کرد و بعد با کمال تاسف گفت الان به من خبر دادند که دفتر حزب جمهوری اسلامی را با خطر رو برو کرده اند من کلاس را تعطیل می کنم تا به آنجا برویم و بعد حدود هزار نفر از شاگردان خود را که در صحن مدرسه در کلاسش بود به آنجا فرستاد. شب که اخبار تا ساعتها آن را نشان می داد معلوم شد انفجار رخ داده و شهید بهشتی و تعداد دیگری از اعضا به ملاقات خدا رفته اند. فردای آن روز بعد از سخنرانی امام امت  که از صدا وسیما پخش شد قرار شد مدرسه عالی شهید مطهری هم که بعنوان دفتر تبلیغات امام خمینی ره بود بیانیه ای بنویسد جنبا آیه الله امامی کاشانی در حال نوشتن بیانیه بود که من به میان کلمات ایشان رفتم و گفتم شما بنویسید 72 تن از یاران او! ایشان زیر زبونی تعدادکسانی را که شهید شده بودند احصا کرد و دید حرف مناسبی است لذا در بیانیه ذکر گردید و بعدازچند روز نیز در محافل رسمی هم شایع شد. اکثر چون نمی دانستند این حرف از کجا آمده اغلب روی 72 تن جدل می کردند که در آخرین جدل آن یکی از اعضای بنیاد شهید گفته بود 72 تن پرونده دارند ومشحص است و در آن شکی نیست . اما چرا این موضوع مطرح شد؟ اینجانب در آن مدرسه هم مسئول آموزش بودم و هم تدریس تحلیل سیاسی انجام میدادم . در تحلیل های اینجانب  مقایسه بین حوادث صدر اسلام و انقلاب اسلامی بود. بعد ها این مطالب در مجله حضور شماره 4 و مجله جوانان سال 61 و62 و جهان اسلام71ئ72 بطور کامل چاپ شد .براساس این نظریه حوادث زندگی پیامبر در 23 سال الگوی رسمی زندگی رهبران و حوادث بعد از آن است (و لکم فی رسول الله اسوه حسنه ) لذا زندگی 14 معصوم نیز در یک دوره 230 ساله تکرار همان حوادث ( بطور مشابه ) است مثلا شهادت حضرت حمزه لقب سید الشهدایی برای او آورد وشهادت امام حسین نیز.. 23 سال دوران انقلاب اسلامی از 15 خرداد نیز این حوادث را متبادر دارد و این امر برای آن است که شناخت قاسطین و مارقین سلیقه ای نباشد. لذا بنده در کلاس بارها این موضوع را برای دانشجویان می گفتم. این مشابهت برای من قطعی و یقینی بود لذا بدون مراجعه به آمار آن پیشنهاد را دادم 

     برای درک بهتر آن شرایط  بهتر است ذکر شود : در آنروز حزب جمهوری اسلامی که بزرگترین تشکیلات بود بزور ساز مانی و پست و موقعیت تشکیلات خود را حفظ می کرد و تاکیدات مکرر آیه الله شهید بهشتی براین مبنا نشان کم توجهی شنوندگان بود درحالیکه در کلاسهای این مدرسه بی سرو صدا تمام دانشکاهها که در دوران انقلاب فرهنگی تعطیل بودن فعالیت داشتند و دانشجویان در کلاسهای چند صد نفره اندیشه شناسی با استادان طراز اول شرکت می کردند. بطور مثال یک روز که مهندس موسوی تازه از خارج آمده بود بهمراهی فردی بنام میرزائی وارد مدرسه ما شد در ساعت شش صبح دید در آن جا ناگهان کلاسها که تعطیل شد مثل مور و ملخ دانشجو و جوان بیرون آمد از تعجب خود نتوانست جلوگیری کند گفت مادر حزب جمهوری مشکل جمع کردن دانشجو داریم آنوقت شما اینهمه نیرو اینجا دارید و مارا خبر نمی کنید من هم گفتم همه نیروها در اختیار شماست ! و ایشان هم به قول خود وفا کرد وقتی وزیر خارجه شد میرزائی را فرستاد و از ما نیرو خواست حدود صد نفر جوان فعال و با نشاط معرفی کردیم که واحد رمز سفارتخانه ها را تجدید نیروی انسانی کند.

البته خیلی ها مثل ایشان در کلاسهای ماهم نفوذ داشتند مثلا سروش استاد کلاس ها بود یا تاج زاده مسئول بسیج کلاس برای کمک به مردم در مواقع حملات منافقین بود وقتی مثلا در چهار راه ولیعصر منافقین تظاهرات می کردند واحد دانشگاه هنر ما کلاس را تعطیل و به مقابله با آن ها می پرداخت و تاج زاده که با خانمش در همین کلاسها آشنا شده بود در صورت لزوم از ساز مان مجاهدین انقلاب اسلامی اتوبوس یا مینی بوس می گرفت حتی از بهارستان نیرو می برد برای خیابان های دیگر. یک بار منافقین مینی بوس را هم خراب کرده و بیشتر دختران دانشجوی ما را کتک زده بودند که برخی از آنها موقع برگشتن در داخل مدرسه هم از شدت درد گریه می کردند! اینها آن موقع داغ بودند و دیدیم که داغی بی مورد به کجا می کشد.

سید احمد حسینی ماهینی


تاریخ : یکشنبه 90/3/29 | 11:57 صبح | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر