تماس با ما ماجرای مسجد مایکروسافت - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی

No alternative text description for this image

مایکروسافت یک استارت آپ ابتدایی، بدون هیچگونه حمایت مادی و معنوی بود. مشتریان آن از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کرد، تا اینکه مهندس جوانی بنام جواد خاکی،  معاون بیل گیتس شد. با برنامه ریزی شجاعانه او، مایکروسافت دارای یک و نیم میلیارد مشتری شد! و همه این کار ها را جواد حاکی در: مسجدی که خود آن را ساخت، انجام میداد حتی مدیران شزکت های مهمی چون: بی ام و هم در آنجا پرزنت می شدند، و موقع افطار از خورشت قیمه آن، تعریف می کردند

! آنقدر جواد  به این مسجد علاقه داشت، که همه قرار های خود را بعد از نماز در مسجد می گذاشت. علاوه بر ان مسجد، وی توانست میلیونها نوانخانه نشین ر،ا تحت پوشش قراردهد و اکنون نیز، به این کار نیک خود در سراسر جهان ادامه می دهد. روح الله رحمانی همکار نزدیک او هم می گوید: هر وقت می خواهم او را ببینم، تقویم کشورها را برای من می فرستد، می گوید یکی را انتخاب کن تا مرا ببینی! روح الله خود در آمریکا به دنیا آمده، پدر ومادرش او را به مدرسه آمریکایی ها در سیاتل فرستادند، ولی حالا بعد از این همه موفقیت، مهاجرت معکوس کرده و به ایران آمده است. وی می گوید: حرفهای مردم در اتوبوس یا تاکسی دو قسمت است: یک قسمت که فقط حرف است، تا وقت بگذرانند و انتقاد هم چاشنی آن می کنند! و باید از ان صرف نظر کرد. ولی قسمت دیگر حرفهایی است که: میتوان با کمک گوینده مشکلات و انتقادات را برطرف کرد. وی از تجربیات جواد خاکی یاد گرفته، تا هر کس انتقاد می کند، توپ را به زمین انتقاد کننده بفرستد! و از او خواهش کند تا: در رفع این کمبودها کمک کند. طبیعی است اگر طرف از روی بیکاری و: برای تفریح انتقاد نکرده باشد، دست همکاری می دهد، و مشکل را برطرف می کند. از نظر روح الله اصلا چیزی بنام مشکل وجود ندارد! آنچه را ما می گوییم، چالش است. یک طرف رفع چالش هم گوینده است. اگر گوینده به انتقاد  و شکایت خود اعتقاد داشته باشد، خیلی سریع این تهدید ها به فرصت تبدیل می شود. پس در چالش، ما فرصت بدست می اوریم، در حالیکه در مشکل قربانی می شویم. مثلا اگر در تعمیر یا نگهداری، مسجد ماکروسافت اشکالی پیش می آمد، جواد خاکی با این که معاون اول بیل گیتس بود، هرگز به دیگران مراجعه نمی کرد! خودش آن را رفع می کرد. چند بار هم شاهد بودند که وی، توالت ها را هم تمیز می کرد! روح الله رحمانی که در ششمین همایش فناوری اطلاعات در دانشگاه شریف، سخنرانی می کرد، از جواد خاکی یاد گرفت که برای شروع هر کاری، باید ایده های بزرگ داشت، ولی با امکانات ساده شروع کرد. وی می گوید که باید با چرا کار را شروع کنیم! چرا فلان اشکال و یا چالش وجود دارد. بعد با ایده مخصوص خود، که هیچکس از ان مطلع نیست! برای حل آن اقدام کرد. هرکس باید بتواند همانطور که زمان حال را می بیند، آینده را بهتر و دقیق تر نگاه کند. باید تمرین کند که: آینده را هم مثل حال ببیند. آن وقت می تواند یک کار آفرین باشد. حتی دکتر فیاضی رئیس فناوری اطلاعات شهرداری تهران، در این همایش گفت هرکس می خواهد: استارت آپ بزند یا کار افرینی کند، اول باید تمرین دست فروشی کند! ممکن است خیلی ها بگویند: دانشجوی شریف و دستفروشی؟ ولی شما کاری نداشته باشید، چون وقتی شما با دستفروشی بتوانید: یک کالا را خوب معرفی کنید، تا مشتری را قانع به خرید نمایید، در شرکت های بزرگ هم می توانید: موسیقی دان ها از خیابان ها شروع کردند! حالا ممکن است شهرداری یا اصناف دشمن دست فروشی باشند، و باعث نابودی آنها شوند! ولی این دستفروش ها هستند که: کالا را در دسترس و باقیمت پایین، عرضه می کنند.

The story of the mosque of Microsoft

Microsoft was a primary startup without any material and moral support. Its customers did not exceed the number of fingers, until a young engineer, Javad Khaki, was assistant to Bill Gates. With his courageous planning, Microsoft has got one and a half billion customers! And all of this was done by Javad Hamid: The mosque that he built, even the managers of important companies such as: BMW, and they were there, and they defined it during the iftar! Javad was so interested in the mosque, who put all his plans after prayer in the mosque. In addition to the mosque, he has secured millions of nursery homes and is now continuing his good work all over the world. Rouhollah Rahmani, a close friend of her, also says: whenever I want to see her, she sends me a calendar of countries, tells me to choose one to see me! Rohullah himself was born in America, his father and mother sent him to the American school in Seattle, but now after all this success, immigration has reversed and came to Iran. He says: People are busy on a bus or taxi with two parts: a part that only talk, spend time and criticize it! And you must abandon it. But the other part is that: the speaker can help solve problems and criticism. He learned from the experiences of Jawad Khaki, who criticizes everyone to send the ball to the critically acclaimed ground! And ask him to: help resolve these shortcomings. It"s natural that if the party is out of work and does not: have not criticized the fun, it will work together and will solve the problem. In the spirit of spirit, there is no problem at all! What we say is a challenge. One side of the challenge is the speaker. If the speaker believes in critique and complaints, then these threats become an opportunity soon. So in the challenge, we get the opportunity, while sacrificing the problem. For example, if there was a problem with the repair or maintenance of the mosque in Macquarie, Jawad Khaki, while being the first vice president of Bill Gates, never came to anyone else! She solved it himself. How many times he saw that he cleaned the toilets! Rouhollah Rahmani, who spoke at the sixth IT conference at Sharif University, learned from Jawad Khaki that he had to have great ideas to get started, but started with simple possibilities. He says we have to start with why we work! Why are there any drawbacks or challenges? Then with a special idea that nobody knows! To solve it. Everyone should be able to see the future better and more accurately, just as he sees the present. It should practice: to see the future as it is. Then it can be an entrepreneur. Even Dr. Fayyazi, the head of Tehran Municipal Information Technology, said at the conference, "Everyone wants to start up or work, first it is necessary to practice a workout!" Many people might say: Noble student and salesman? But you do not have anything to do, because when you"re in a hands-on business, you can introduce a good product, to convince the customer to buy it, and in large corporations you can: musicians start the streets! Now, the municipality or the guilds of the enemy can be sold, and they can be destroyed! But these are the vendors who offer the product at affordable prices.

قصة مسجد مایکروسوفت

کانت شرکة  Microsoft بمثابة بدء تشغیل أساسی دون أی دعم مادی ومعنوی. لم یتجاوز عملائها عدد الأصابع ، حتى کان المهندس الشاب جهاد خاکی مساعداً لبیل جیتس. بفضل تخطیطه الشجاع ، حصلت Microsoft على ملیار ونصف الملیون عمیل! وقد تم کل هذا بواسطة جواد حمید: المسجد الذی قام ببنائه ، حتى مدیری الشرکات المهمة مثل: BMW ، وکانوا هناک ، وقاموا بتعریفه أثناء الإفطار! کان جواد مهتمًا جدًا بالمسجد ، الذی وضع جمیع خططه بعد الصلاة فی المسجد. بالإضافة إلى المسجد ، قام بتأمین الملایین من دور الحضانة ویواصل الآن عمله الجید فی جمیع أنحاء العالم. یقول روح الله رحمانی ، صدیق مقرب لها: کلما أردت أن أراها ، ترسل لی تقویمًا للدول ، ویطلب منی اختیار واحد لرؤیتی! ولد روح الله نفسه فی أمریکا ، وأرسله والده وأمه إلى المدرسة الأمریکیة فی سیاتل ، ولکن بعد کل هذا النجاح ، انعکست الهجرة وجاءت إلى إیران. یقول: الناس مشغولون فی حافلة أو سیارة أجرة مع جزأین: جزء یتحدث فقط ویقضی وقتًا وینتقده! ویجب علیک التخلی عنها. لکن الجزء الآخر هو أنه: یمکن للمتحدث المساعدة فی حل المشکلات والنقد. لقد تعلم من تجارب جواد خاکی ، الذی ینتقد الجمیع لإرسال الکرة إلى الأرض التی نالت استحسانا کبیرا! واطلب منه: المساعدة فی حل هذه العیوب. من الطبیعی أنه إذا کان الحزب عاطلاً عن العمل ولم یفعل ذلک: لم ینتقد المرح ، فسوف یعمل معًا وسیحل المشکلة. بروح الروح ، لا توجد مشکلة على الإطلاق! ما نقوله هو التحدی. جانب واحد من التحدی هو المتکلم. إذا کان المتحدث یؤمن بالنقد والشکاوى ، فإن هذه التهدیدات ستصبح فرصة قریبًا. إذن فی التحدی ، سنحصل على الفرصة ، مع التضحیة بالمشکلة. على سبیل المثال ، إذا کانت هناک مشکلة فی إصلاح أو صیانة المسجد فی ماکواری ، فإن جواد خاکی ، أثناء کونه النائب الأول لرئیس بیل غیتس ، لم یأت أبدًا بأی شخص آخر! انها حلها بنفسه. کم مرة رأى أنه قام بتنظیف المراحیض! لقد تعلم روح الله رحمانی ، الذی تحدث فی المؤتمر السادس لتکنولوجیا المعلومات فی جامعة شریف ، من جواد خاکی أنه کان لابد من وجود أفکار رائعة للبدء ، لکنه بدأ بإمکانیات بسیطة. یقول أننا یجب أن نبدأ لماذا نعمل! لماذا هناک أی عیوب أو تحدیات؟ ثم مع فکرة خاصة لا أحد یعرف! لحلها. یجب أن یکون الجمیع قادرین على رؤیة المستقبل بشکل أفضل وأکثر دقة ، کما یراه الحاضر. یجب أن تمارس: رؤیة المستقبل کما هو. ثم یمکن أن یکون رجل أعمال. حتى الدکتور فیزی ، رئیس قسم تقنیة المعلومات فی بلدیة طهران ، قال فی المؤتمر: "الکل یرید البدء أو العمل ، أولاً ، من الضروری ممارسة التمرین!" قد یقول کثیر من الناس: الطالب النبیل والبائع؟ لکن لیس لدیک أی شیء تفعله ، لأنه عندما تکون فی عمل تجاری عملی ، یمکنک تقدیم منتج جید وإقناع العمیل بشرائه ، وفی الشرکات الکبرى یمکنک: الموسیقیون یبدأون الشوارع! الآن ، یمکن بیع البلدیة أو نقابات العدو ، ویمکن تدمیرها! ولکن هؤلاء هم البائعین الذین یقدمون المنتج بأسعار معقولة.

Microsoft caminin hikayesi

 

Microsoft, maddi ve manevi deste?i olmayan birincil bir ba?lang?çt?. Mü?terileri parmak say?s?n? a?mad?, genç bir mühendis Jahad Khaki, Bill Gates"in asistan? oluncaya kadar. Cesur planlamas? ile Microsoft"un bir buçuk milyar mü?terisi var! Bütün bunlar Javad Hamid taraf?ndan yap?ld?: Yapt??? cami, BMW gibi önemli ?irketlerin yöneticileri bile: BMW ve oradayd?lar ve iftar s?ras?nda tan?mlad?lar! Javad, camiye dua ettikten sonra bütün planlar?n? koyan camiye çok ilgi duyuyordu. Camiye ek olarak, milyonlarca huzurevi sa?lad? ve ?imdi tüm dünyadaki iyi çal??malar?na devam ediyor. Yak?n bir arkada?? olan Rouhollah Rahmani de diyor ki: Onu görmek istedi?imde bana bir ülke takvimi gönderir, beni görmek için bir tane seçmemi söyler! Rohullah’?n kendisi Amerika’da do?mu?, babas? ve annesi onu Seattle’daki Amerikan okuluna yollam??, ancak ?imdi bu ba?ar?dan sonra göç tersine döndü ve ?ran’a geldi. Diyor ki: ?nsanlar iki bölümden olu?an bir otobüste veya taksiyle me?gul: sadece konu?an, vakit geçiren ve ele?tiren bir bölüm! Ve onu terketmelisin. Ancak di?er k?s?m ?udur: konu?mac? sorunlar? ve ele?tiriyi çözmeye yard?mc? olabilir. Topu ele?tirmenlerin be?enisine toplayan herkesi ele?tiren Jawad Khaki"nin deneyimlerinden ö?rendi! Ve ondan ?unu isteyin: bu eksikliklerin giderilmesine yard?mc? olun. Parti i?sizse ve yapmazsa: e?lenceyi ele?tirmediyse, birlikte çal??acak ve sorunu çözecektir. Ruhun ruhunda, hiçbir sorun yoktur! Söylediklerimiz bir zorluk. Meydan okuman?n bir taraf? konu?mac?. Konu?mac? ele?tiriye ve ?ikayetlere inan?rsa, bu tehditler yak?nda bir f?rsat haline gelir. Dolay?s?yla, mücadelede sorunu feda ederken f?rsat elde ediyoruz. Örne?in, Macquarie"deki caminin onar?m? veya bak?m?yla ilgili bir sorun varsa, Jawad Khaki, Bill Gates"in ilk ba?kan yard?mc?s? iken, hiç kimseye gelmedi! Kendisi çözdü. Tuvaleti temizledi?ini kaç kez gördü! ?erif Üniversitesi"ndeki alt?nc? IT konferans?nda konu?an Rouhollah Rahmani, Jawad Khaki"den ba?lamak için harika fikirleri oldu?unu, ancak basit olas?l?klarla ba?lad???n? ö?rendi. Neden çal??t???m?zla ba?lamam?z gerekti?ini söylüyor! Neden herhangi bir sak?nca veya zorluk var? O zaman kimsenin bilmedi?i özel bir fikirle! Çözmek için. Herkes, gelece?i gördü?ü gibi, daha iyi ve daha do?ru bir ?ekilde görebilmelidir. Pratik yapmal?: gelece?i oldu?u gibi görmek. O zaman bir giri?imci olabilir. Konferansta Tahran Belediye Bilgi Teknolojisi ba?kan? Dr. Fayyazi bile “Herkes ba?lamak ya da çal??mak istiyor, önce bir antrenman yapmak gerekiyor!” Dedi. Birçok insan diyebilir: Soylu ö?renci ve sat?c?? Ancak yapacak bir i?iniz yok, çünkü uygulamal? bir i?teyken, mü?teriyi sat?n almaya ikna etmek için iyi bir ürün sunabilirsiniz ve büyük ?irketlerde ?unlar? yapabilirsiniz: müzisyenler sokaklara ba?l?yor! Art?k belediye veya dü?man?n loncalar? sat?labilir ve imha edilebilir! Ancak bunlar ürünü uygun fiyatlarla sunan sat?c?lar.


تاریخ : پنج شنبه 98/4/20 | 7:36 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر