تماس با ما بازار لباس در ایران - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران

بازار لباس در ایران

شاید اولین لباسی که بشر پوشید همان برگ انجیری بود که به دلیل پهن بودن آن برای پوشش مناسب بود. اما بعدها بشر توانست به علم ریسندگی و بافندگی دست پیدا کند و امروزه تخصص‌های بسیار بالایی در این  زمینه دارد. ریسندگی از یک دوک ریسندگی در دست پیرزنان در آمد و به میلیاردها دوک در چرخش سرسام‌آور ماشین های ریسندگی رسید. امروزه آن قدر ریسندگی رشد کرده که بازار اشباع شده است و تعطیلی چند کارخانه یا بیکاری چند میلیون کارگر، هیچ تنشی در بازار آن به وجود نیاروده است. لباس که محصول ریسندگی و بافندگی است بر قامت انسان‌ها استوار ایستاده است و با این‌که سنگین و آویزان است، هیچ کس آن را باری بر دوش خود نمی‌داند. البته فرهنگ ها ی مختلف سعی دارند از میزان بار آن بکاهند یا آن را افزایش دهند ولی این فقط دلایل فرهنگی است. مثلاً در اروپا در عصری که به عصر برهنگی معروف است، سعی می‌شد که زن‌ها کم‌تر و کم‌تر لباس بپوشند. مردها بیش‌تر و بیش‌تر. در شرق شاید برعکس، زن‌ها لباس بیش‌تری باید می‌پوشیدند و مردها کم‌تر. اما حد فاصل یا حد مطلوب این‌ها را مذهب مشخص می‌کرد. آیین یکتاپرستی و حتی آیین‌های غیر یکتاپرستی بر تعادل بین زن و مرد و کودک و پیر حکمرانی می‌کرد. اغلب شبیه هم و دارای فرمان‌های مشابه بودند. معمولاً زنان بیش‌تر مورد توجه بودند. هر نوع ابتکار در لباس در ابتدا برای زنان بود سپس برای مردان. ما در اسلام می‌خوانیم که زنان باید فقط وجه و کفین را بدون پوشش بگذارند و لباس آن‌ها طوری باشد که بقیه بدن آن‌ها را بپوشاند. اما در مورد کودکان یا پیرزنان و پیرمردان چنین حکمی ندارد. گرچه بهتر است که آن‌ها هم این حدود را رعایت کنند. مثلاً با این که بر پیرزنانی که امید بچه‌دار شدن ندارند، حجاب واجب نیست، اما می گوید بهتر است که عفاف را رعایت کنند و یا برای کودکان همین‌طور. این فرهنگ، طبیعتاً پیامدهای اقتصادی هم دارد. هرچه لباس بیش‌تری لازم باشد، منابع وسیع تری به ان اختصاص داده می‌شود. برای لباس بیش‌تر نیاز به پارچه بیش‌تر و برای آن به نخ و پنبه و زیمن کشاورزی نیاز است و بر اثر همین مزیت‌های اقتصادی، یک ملت یا یک کشور یا یک قوم تعریف می‌شود. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: ویل لقوم یلبسون ما لا ینسجون: وای بر قومی که چیزی را می‌پوشند که خود نمی‌بافند. یعنی از واردات کالا برای پوشاک استفاده می‌کنند. طبیعتاً این امر اقتصادی یک بار سیاسی هم به دنبال دارد. یعنی کشوری که خود قادر نباشد تا پوشاک خود را تأمین کند، وابستگی به دیگر کشورها پیدا می‌کند و ناچار باید همان بافته‌های انان را به سبک انان بپوشد. لذا می‌بینیم بارها در طول تاریخ، تحوه لباس پوشیدن مردم عوض می‌شود. در همین ایران، در دهه  1310 شاهد نهضتی بودیم به نام یکسان‌سازی لباس، که لباده و عبا و عمامه را زیر فشار گذاشتند تا مردم، کلاه فرنگی و کت و شلوار بپوشند. گرچه اخیراً گرایش‌های زیادی به پوشاک بومی و محلی شده و سعی شده از حالت ضد ارزش بیرون بیاید. ولی هنوز هم حتی لباس‌هاس سنتی را با الیاف خارجی می‌بافند! رنگ‌آمیزی، بافت و مد لباس، همه از خارج الهام گرفته یم شود. مردم ایران معمولاً به لباس قوم بختیاری یا لرها و کردها و مشهدی‌ها یا بلوچی ها اهمیت می‌دهند. چون در اروپا نهضت بازگشتی دیده می‌شود، رمدم اروپا هم به سنت ها و البسه دن کیشوت و امثال ان علاقه مند شده اند. اصلاً علاقه ان‌ها به عتیقه‌جات ایرانی باعث بیداری ایرانیان و رجوع آنان به فرهنگ‌های محلی شده است. دلیل مهم آن هم این است که این توجه با کلمات انگلیسی هم ردیف است: مثلاً فولکوریسم یا همان زبان محلی، نهضت دهه 1350 ایران است که برخلاف دهه 1310 سعی دارد آب رفته را به جوی برگرداند ولی باز با همان دید اروپایی و آمریکایی. لذا جنبه‌های مذهبی و ملی آن بسیار کم‌رنگ تر از جنبه‌های سنتی و عتیقه بودن آن است. مثلاً سنت ایرانیان، چادر است اما در هیچ کدام از صنایع دستی یا گردشگری ایران، در مردم‌شناسی‌ها و مجسمه‌سازی‌ها و حتی فیلم‌ها وسریال‌ها به این امر اشاره نمی‌شود و یا لباس فردوسی و ابونصر فارابی و خیام و امثال ان را یک لباس هندی! و برگرفته از مهاراجه‌های هندی می‌خوانند و عبا و عمامه را بعد از نفوذ انکلیس در ایران معرفی می‌کنند در حالی که این لباس سابقه 1400 ساله در ایران دارد.

 

واردات لباس، واردات همه چیز!

همان‌طور که اشاره شد باید سعی کرد که لباس را در داخل تولید کرد تا با فرهنگ مردم و امکانات اقتصادی، هم خوانی داشته باشد. اما وقتی از واردات استفاده شد، همه معادلات را به هم می زند. مثلاً اگر مردم مابل به استفاده از پارچه‌های پنبه‌ای، نخی یا پشمی باشند که قابل تولید در داخل هر کشور ی است، با تولید پارچه‌هایی از الیاف شیمیایی، فرهنگ استفاده از لباس تغییر می کندو مردم به جای لباس‌های نخی، از لباس‌های پانسوج شیمیایی مانند بشور بپوش استفاده می‌کنند و وقتی وابستگی شدید شد، ناچار حجم استفاده از ان هم زیا د می شود. مثلاً در ایران هنوز بهترین پارچه برای چادر، پارچه تولید ژاپن است یا حتی برای تهیه عمامه از "وال" خارجی بیش‌تر استفاده می شود. گرچه تولید پارژچه چادری داخلی هم فراوان است ولی به دلیل وابستگی فرهنگی ، توجه به مصادیق ارزشی و مذهبی هم با رو بنا و زیر بنای خارجی توسعه می یابد. مثلاً شکل مقنعه در ایران برگرفته از لباس راهبان مسیحی است که ابتداد در لبنان، سوریه و بعد در ایران رایج شد. در حالی که روسری یک پوشاک ایرانی است که در کشورهای دیگر هم رایج شده و تاریخ ان به قبل از اسلام و زمان پیشدادیان و اردشیر بابکان هم می‌رسد. می گویند ارعاب در زمان اردشیر هخامنشی تمردکرده و وشرش‌هایی را انجام می دادند. برای همنی امر ، اردشیر انان را سرکوب کرد و به نشان تبعیت، انان را وادار کرد تا روسری سر کنند! به معغنی این‌که مردی در بین انان وجود ندارد. روسری یا عقال که امروزه اعراب ان را افتخار عرب می دانند یک وسیله تحقیر توسط اردشیر بوده که به آنان تحمیل شده است. به هر حال بینش فرهنگی و سیاسی و حتی عقیدتی یک ملت یا یک قوم ممکن است با تغییر لباس، تغییر یابد و مسائلی که زمان یجرم می دانستند را باعث افتخار بدانند.

استفاده از مواد  شیمیایی یا مواد غیر پنبه‌ای حتی استفاده از فلز در منسوجات را نباید منحصر به اروپا یا قرون جدید دانست. گرچه امروز علم بسیار پیشرفته است امکا استفاده از اهن در لباس را ما به زمان حضرت داوود و سلیمان منتسب می‌دانیم. خداوند می فرماید که آهن را به دست آنان نرم گردانیدیم تا به هر شکلی بخواهند درآید و از این نرم شدن‌ها، میله هخای باریک و باریک‌تر ساختند تا جایی که زره یعنی لباس جنگی از فولاد (اهن آبددیده) ساختند که شمشیر بر ان مؤثر نبوده است. این علم تا ان جا پیش رفت که از طلا و نقره نیز الیاف پارچه ساختند و پارچه‌های زری‌باف یا سیم‌باف به همین معنی است.


تاریخ : چهارشنبه 88/6/25 | 12:28 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر