تماس با ما بهمن 93 - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
صبا

طولانی تر کردن مذاکره، اثبات می کند که این بار، همه راه ها نه به :رم که به تهران ختم می شود! این ضرب المثل قدیمی را شنیده اید؟ که در زمان جاده ابریشم، آخرین نقظه جاده، در ایتالیا و شهر رم بود. لذا هرکس می خواست تا آخر این جاده برود، سر از رم در می اورد! و به همین جهت می گفتند: همه راه ها به رم ختم می شود.

گرچه خود این حرف یعنی: بعد از ایتالیا دیگر شهر یا کشوری، وجود نداشته واگر هم داشته، جاده و یا خطوط مواصلاتی نداشته، و اگر هم داشته زیاد مهم نبوده! که بتواند تجار را به رفتن به آن جاده تشویق کند. زیرا در طول تاریخ دو گروه بودند: که جاده را می ساختند!

یک گروه فاتحان و لشگر کشان بودند، که برای کشور گشایی به جاده نیاز داشتند، و برای دست یافتن به نقاط جدید، ناچار باید اول جاده می ساختند. گروه دوم بازرگانان و تجار بودند که: این جاده ها را می رفتند، تا اجناس خود را بفروشند، و  به بازار های جدید دست پیدا کنند.  البته، قبل از همه آنها  چوپان ها و گله دارها ، یا شکارچی ها بودند که جاده را کشف، یا آن را طراحی می کردند.

مال رو بودن جاده ها، اثبات می کند که قبل از انسان، گوسفندان بودند که برای یافتن علف های تازه، گله وار بیابان ها و دشت ها را، زیر پای خود می کوبیدند و: انسان را هم به دنبال خود می کشیدند. این حرکت آن ها به قدری زیبا و: مهندسی بود که کوتاه ترین راه ها، با کم ترین شیب ها انتخاب و، بهتر از هر لودر یا تراکتوری، خاک های نرم زیر پای هزاران گوسفند محکم می شد!

با این حال همیشه جاده یک مفهوم معنوی هم داشت : راه نجات! راهی به سوی اینده ای بهتر ، راهی که حتما ما را به دنیای جدید تر و: امکانات بهتر می رساند. حتی اگر آن دور تر ها دریا هم بود، شاعر را بران می داشت تا قایقی بسازد! و به آن دور دست ها برود. دور دست های زمین هم، مانند دور دست های آسمان، خیال انگیز بود و افسانه ها همه در: دور دست ها شکل می گرفت. کوه المپ در یونان قدیم، جای خدایان بود نه به این دلیل که باید آن ها پرستید، بلکه به این دلیل چون در دور دست هستند، حتما زندگی شاهانه و خداگونه دارند! و از غم ورنج انسان ها به دور هستند.

مدت ها شرق برای غرب افسانه بود: هندوستان پر از گنچ و ایران پر از رمز! و چین ثروتمندی که برای: حفظ ثروت خود  از دست دیگران،  دیوار عظیمی را ساخته بود! اما وقتی غربی ها آمدند، این دنیای آسمانی را هم نابود کرده، و دنیای زمینی و مادی برای خود ساختند. حالا از هندوستان با ثروت های افسانه ای، فقط یک هند فقیر بجای مانده است. که اگر می خواهند مثال فقر بزنند، بهترین مصداق است!

بعد از مدت ها روند معکوس شد، یعنی این بار غرب قبله گاه آمال و آرزو های شرق شد: شبهای شیکاگو و نیویورک و: کنار دریای سیسیل و باتومی و آنتالیا، جاذبه ای شد که شرق را، به خود جذب کرد و ذوب نمود. .پاریس و لندن به شهر آرزو های جوانان شرقی تبدیل شد. از چین و تایوان تا:هند و کره ، پاکستان و افعانستان با کشتی های قاچاق، به اروپا و امریکا راهی می شدند. نه برای کار یا زندگی بهتر! بلکه فقط بگویند: پایشان به انجا رسیده است!

چرا که میدانستند روزهای خوبی در انتظار آنان نیست، اگر سگ ها یا گوسفند ها را در این کشتی ها بار می زدند، حتما خفه می شدند! ولی برای آنان همین لذت بود. اگر خوک ها را در:کمپ های پناهندگی رها می کردند، حتما می مردند ولی گرسنگی و تحمل سختی، برای مهاجرین معنی عشق میداد...

 اما اکنون، دوباره چرخه به جای خود برمی گردد. بدهی های میلیاردی دولت های غربی، کم کم مردم آنجا را قانع می کند که: ثروت های  غارت شده از شرق، در حال تمام شدن است! و انگلیس یا فرانسه که، یک روز با دارایی کمپانی هند شرقی و: یا در امد شرکت های نفت ایرانی، خدا را بنده نبودند، الان دیگر آه در بساط ندارند!

 

در واقع مهاجران رفتند، و هر انچه را داده بودند، پس گرفتند. و امروز چشم دنیای غرب، به دست های پر سخاوت شرق است، تا بازهم با غارت گنج های شرقی، چند صباحی به زندگی بیشتر ادامه دهند. وبرای همین است که مذاکرات را طول می دهند.

السبیل الوحید للخروج: یؤدی إیران!

إطالة أمد المفاوضات، مما یثبت أن هذه المرة، ولیس على طول الطریق إلى روما لطهران تنتهی! کنت قد سمعت عن القول المأثور القدیم؟ عندما طریق الحریر، وجهات نظر الأخیرة من الطریق، فی إیطالیا وروما. لذلک کل من یرید الذهاب على الطریق، رئیس روما یجلب! ومن هنا جاء قوله: کل الطرق تؤدی إلى روما.

على الرغم من أن هذه الکلمة هی: بعد المدینة الإیطالیة أو بلد، إذا کانوا لم تکن موجودة، وخطوط الطریق أو أی طریق، وإذا کان لدیک لیس مهما حقا! ومن شأن ذلک أن یشجع الشرکات للذهاب إلى هذا الطریق. لأنه تاریخیا کانت هناک مجموعتین: الطریق إلى أن تبنى!

والفاتح والجیش القتلة، الذین کانوا المطلوبة لالطریق الإقلیمی، وتحقیق الطریق الجدیدة ستبنى أولا. المجموعة الثانیة من التجار والتجار أن ذهب الطریق لبیع بضائعهم، والوصول إلى أسواق جدیدة. وبطبیعة الحال، قبل أن جمیع الرعاة وأصحاب الماشیة، أو الصیاد الذی اکتشف الطریق، أو تم تصمیمه.

ممتلکات الطرق، مما یثبت أن الرجل، الذین یتوافدون للعثور على العشب، والصحاری والسهول جدیدة من القطیع، تحت الضرب من رجل ینظر إلى نفسه فی قاعة المحکمة. أنها تتحرک جمیلة جدا والهندسة اقصر الطرق، مع الحد الأدنى من اختیار المنحدر، أفضل من أی شاحنة أو جرار، کانت التربة الناعمة تحت أقدام الآلاف من الأغنام صعبة!

ومع ذلک، کان الطریق دائما المعنى الروحی: انقاذ! الطریق إلى مستقبل أفضل، یجب علینا اتخاذ الطریق إلى العالم الجدید، وسوف یکون أفضل المرافق. حتى لو کان البحر أکثر بعدا، وکان الشاعر لدفع لبناء قارب! وللذهاب بعیدا. المسافة من الأرض، مثل المسافة من السماء، وأنه کان رائعا، وجمیع الأساطیر: المسافة تتخذ الشکل. أولیمبوس فی الیونان القدیمة، حیث الآلهة، ولا عبادة لهم لأن لدیهم، ولکن لأنها بعیدة، ملکی وإلهی الحیاة لدیک! البشر هم أبعد ما یکون عن الصدمة والحزن.

الشرق إلى غرب لونج الأسطورة: ملیئة جنک، بینجول والکامل من الغموض فی الهند! الصین غنیة، وحمایة ثرواتهم من الآخرین، وقامت ببناء جدار ضخم! ولکن عندما جاء الغرب، یتم تدمیر العالم السماوی، والعالم المادی وأراضیهم. الآن الثروات الأسطوریة من الهند، واحدة من الهند المتبقیة الفقراء. على سبیل المثال، إذا کانوا یریدون فقرهم، هو أفضل سبیل المثال!

بعد أن تم عکس العملیة، وهذه المرة آمال وأحلام الشرق والغرب مکة المکرمة: شیکاغو ونیویورک لیلة ولیلة: الساحل أنطالیا من صقلیة، والنوادی، والجذب السیاحی فی الشرق، لیتم استیعابها ومعالجتها. .parys وتطلعات الشباب فی شرق لندن أصبحت. أطلقت الصین وتایوان إلى الهند وکوریا وباکستان وأفغانستان مع سفینة القراصنة، فی أوروبا وأمریکا. لا للعمل أو حیاة أفضل! فقط اقول لهم، کما أن هناک!

لأنهم کانوا یعرفون لا الأیام الخوالی من الانتظار، إذا الکلاب أو الأغنام فی السفن مرة واحدة واختنق من المؤکد أنها! ولکن بالنسبة لهم کان متعة. إذا تم التخلی الخنازیر فی مخیمات اللاجئین، لکنها بالتأکید لقوا حتفهم من الجوع والمعاناة، کان من المفترض الحب للمهاجرین ...

  ولکن الآن، بدلا من العودة إلى دورة ثانیة. الغربیة الحکومات الملیارات من الدیون، وشیئا فشیئا، والناس مقتنعون بأن الثروة المسروقة من الشرق، ینفد! اللغة الإنجلیزیة، أو الفرنسیة، ویوم واحد أصول شرکة الهند الشرقیة، أو فی حالة شرکات النفط الإیرانیة، ولیس عبد الله، الآن لم یکن لدیک المال!

وصل المستوطنون، وکان کل شیء، انسحب. الیوم نظر الغرب إلى الشرق شغل بسخاء مرة أخرى مع الکنوز المنهوبة من الشرق، لیعیش فترة أطول بقاء. لهذا هو أنه خلال المفاوضات. 




تاریخ : یکشنبه 93/11/12 | 11:30 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

 

به نظر می رسد پادشاه جدید عربستان، دست به تسویه وسیعی زده است و: بسیاری از پست ها را جابجا نموده، و افراد را تغییر داده است. اگر این تعییرات به معنی مخالفت با: برخی سیاست های شاه مرده باشد، خیلی جای امیدواری است. مخصوصا اگر این تغییرات در جهت: مبارزه با خشونت طلبی، طالبان پروری و داعش زایی باشد، بسیار مغتنم و مورد تایید می باشد.

همانطور که از عملکرد: شاه مدفون بر می آمد، وی کاملا ضد شیعه بود و در کودکی هم، در تخریب جنت بقیع نقش داشته است. در دوران همو بود که داعش بوجود آمد، و مورد حمایت مالی و معنوی قرار گرفت. بحرین و یمن شدیدا محاصره و: شیعیان زیادی دستگیر و یا اعدام و شهید شدند. گرچه در یمن اتحاد مردمی نگذاشت، القاعده افراد بیشتری را بکشد، ولی در بحرین یک زندان بزرگی ساختند که: در میان دریا محاصره شده بود، و همه مردم بحرین را زندانی کردند.

البته دو دستگی در بحرین  بیشتر بخاطر اعمال نفوذ: برخی مراجع است. او از مراجع عراق و همان مرجعی است که: در سال 1346 رای به جدایی بحرین از ایران داد! اکنون نیز در مقابل رهبری مراجع ایران، برای خود حساب جداگانه ،باز کرده و اظهاراتی می کند! بینش سیاسی او چندان بالا نیست، و اساسا مخالف ورود به سیاست است! ولی برای جدایی بحرین، زیاد تلاش کرد و اکنون هم مانع پیروزی، و باز گشت بحرین به مام میهن می باشد.

بهر حال وظیفه و اولویت های جدید عربستان: اولا باز پس خواندن سربازان خود از بحرین و یمن باید باشد. آن ها ایران را به دلایل نامرئی هم شده، به دخالت در دیگر کشورها محکوم می کنند! اما خودشان با دلایل مرئی و: آشکار هم که دخالت می کنند! ولی آن را فبول نمی کنند.

 اگر تانک و توپ های عربستان نبود، مدتها بود که انقلاب بحرین به نتیجه رسیده و: آل خلیفه  هم ساقط شده بود. حتی اگر ایران فقط مقابله به مثل می کرد، و به دعوت علمای آنجا، نیرو پیاده می کرد باز هم آل خلیفه سقوط  می کرد.

اولویت بعدی آل سعود، بازسازی بقیع  و مراکز تاریخی اسلامی است، که در دوران پدرانشان تخریب شده است. چه مکان هایی که در 82 سال پیش تخریب شدند، و آشکارا آن را انجام داده، و به این توهین آشکار خود افتخار کردند، و چه تخریب هایی که در پوشش جاده سازی، یا عمران و ابادی انجام دادند. ئ تقریبا هیچ جایی باقی نمانده که تغییر نداده، یا تخریب نکرده باشند.

اگر آن ها سواد ندارند، و قوانین یونسکو را نمی دانند! ولی یونسکو که سواد دارد، و میداند همه کار های آن ها مخالف: قوانین حفظ میراث فرهنگی است، ولی سکوت می کند! بدبختانه  بسیاری از دولتمردان ایران، که برای برگرداند یک تکه تقلبی از: آثار کورش فعالیت کردند، حاضر نشدند یک قدم یا یک کلام، برعلیه اینهمه نابود گری سعودیها کاری بکنند!

اولویت سوم آزاد سازی نرخ نفت است، باید از تاراج رفتن منابع حیاتی جلو گیری کند، و از سرعت استخراج و ارزان فروشی جلوگیری نمایند. چرا که این امر هم به ضرر خودشان است، و هم به ضرر مصرف کننده و خریدار. زیرا کاهش بی منطق قیمت نفت، فقط یک ابزار سیاسی است، و در کاهش قیمت نفت یا بنزین مصرفی، تاثیری ندارد و این امر در این چند ماه، و ماه های مشابه ثابت شده است.

یعنی اگر بخاطر مصرف کننده، قیمت ها را پایین می اورند، بررسی ها نشان می دهد: در طول این مدت نه تنها قیمت حامل های انرژی، مخصوصا نفت و بنزین ارزان نشده، بلکه گرانتر هم شده است! زیرا اثر روانی جنگ اقتصادی نفت، نامشخص بودن آینده آن است. و این امر استرس بازار را زیاد می کند، و مردم به ذخیره سازی و: مصرف بیشتر روی می اورند!

 

البته اولویت های آل سعود زیاد است، یکی از این اولویت ها که واجب عینی است، نابودی یا برکناری  کل آل سعود است! تا مردم دنیا از دست این حامیان خشونت و: مبلغان شمشیر بدست، راحت شوند.

ما هی أولویات المجلس الجدید من سعود؟

ویبدو أن الملک الجدید من المملکة العربیة السعودیة، لدیه الاستیطانیة الکبیرة والکثیر من الوظائف یمکن نقلها، وتغیرت الناس. إذا یعنی هذا التغییر المعارضة لبعض السیاسات مات الملک، لذلک ومن المؤمل. خصوصا إذا کان التغییر فی اتجاه و: مکافحة العنف، وإعادة التأهیل والعمل داش طالبان قیمة جدا وتمت الموافقة.

کما دفن الملک على موقعه مکافحة الشیعة والاطفال، لعبت دورا فی تدمیر جانیت الباقی. تم إنشاء انه خلال داش، والدعم المادی والمعنوی کان. البحرین والیمن الحصار بقوة: ألقی القبض على العدید من الشیعة أو أعدموا وشهید. على الرغم من أن الاتحاد لیس فی الیمن وتنظیم القاعدة لقتل المزید من الناس، لکنهم جعلوا سجن کبیر فی البحرین التی کانت تحیط بها البحار، وجمیع شعب البحرین سجن.

تقسیم فی البحرین تأثیر أکبر لبعض المراجع. کان السلطات العراقیة والسلطات ما یلی: فی 1346 فإن البلاد سیصوتون لصالح الانفصال البحرین! الآن زعیم السلطات الإیرانیة، لحساباتهم منفصلة ومفتوحة ویجعل بیان! آرائه السیاسیة لیست کبیرة، وأساسا على العکس من الدخول فی السیاسة! ولکن لفصل فوز البحرین منعت الکثیر من الجهد والوقت، والعودة إلى الوطن الأم هو البحرین.

ومع ذلک، المهام الجدیدة والأولویات العربیة: سحب أولا قواتها من البحرین والیمن وینبغی أن یقرأ. فهی غیر مرئیة لأن إیران تتدخل فی بلدان أخرى محکوم! ولکن أسبابها ومرئیة، وکشف عن الذین یشارکون! ولکن لیس مستعدة للإعتراف بها.

  الدبابات إذا لم السعودیة والمدفعیة، وجاءت إلى استنتاج منذ فترة طویلة أن البحرینی آل خلیفة وألغى أیضا. حتى اذا کانت ایران سترد فقط، ودعوة العلماء، کان هناک قوة المشی مرة أخرى یسقط آل.

الأولویة القادمة سعود والتعمیر الباقی والمرکز التاریخی، الذی دمر خلال الآباء. ما الأماکن دمرت منذ 82 عاما، ومن الواضح انها فعلت، وانها إهانة لشرف له، وتدمیر التغطیة الطریق، أو تطویر، لم التأهیل. یکاد یکون هناک مکان لم یتغیر، أو لم تدمیرها.

إذا لم یتم تعلیمهم ولا یعرفون قواعد الیونسکو! لکن الیونسکو لمحو الأمیة، ویعرف کل ما لدیهم عمل ضد القوانین التی تحمی التراث الثقافی، ولکنها صامتة! لسوء الحظ، فإن العدید من الحکومة الإیرانیة، والتی ترجع قطعة وهمیة من نشاط العمل سایروس لم یکن لدیهم المشی أو کلمة واحدة، ضد کل السعودیین غاری تدمیر شیء!

الأولویة الثالثة هی لفتح فی ارتفاع أسعار النفط، لا ینبغی منع نهب الموارد الحیویة، وسرعة استخراج وتجنب الإغراق. لأنه لإلحاق الضرر بها، وذلک على حساب المستهلکین والمشترین. غیر کفؤ عن انخفاض أسعار النفط، ولیس مجرد أداة سیاسیة، وفی أسعار النفط أو البنزین، وأنه لن یکون لها أی تأثیر فی غضون أشهر قلیلة، ونفس الشهر الثابتة.

وهذا یعنی أنه إذا کان المستهلک، وانخفاض الأسعار، وأظهر التحقیق أنه خلال هذه الفترة لیس فقط على سعر الطاقة، وخاصة النفط والبنزین لیست رخیصة، لکنها أکثر تکلفة! الأثر النفسی للحرب اقتصادیة على النفط، مستقبله غیر مؤکد. هذا الإجهاد یمکن أن تزید السوق الخاصة بک، وتخزین واستخدام أکثر تتحول!

 

الأولویة العالیة من آل سعود، واحدة من الأولویات التی یجب أن یکون الهدف وتدمیر أو إزالة سعود هو! لقد فقد العالم من مؤیدی العنف: مبلغ السیف، وتکون مریحة.




تاریخ : یکشنبه 93/11/12 | 12:40 صبح | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

وزیر اقتصاد می گوید: اگر تحریم ها برداشته شود، رشد اقتصادی ایران به 8درصد می رسد. اما به دودلیل این حرف صحیح نیست: یکی آنکه آمریکا تحریم ها را برنمی دارد، و بیشتر هم می کند! دوم اینکه به فرض برداشتن تحریم، دیگر اقتصاد آمریکا آن اقتصاد دهه 60نیست، که رشدی داشته باشد! و لذا نمی تواند باعث رشد اقتصادی ایران هم بشود.

چرا که اقتصاد، قانون خود را دارد و اگر، در اردوگاه سرمایه داری رکود باشد، این رکود بر همه سرایت می کند. حتی روش دامپینگ چینی هم نمی تواند: اردوگاه امپریالستی چند ملیتی را نجات دهد . زیرا ریسک این حرکت بسیار بالا بوده، و به سرعت خود را نشان می دهد. یعنی چین که قبول کرد: اجناس ارزانتری بدهد، تا بازار را قبضه کند اکنون با: اشباع بازار مواجه شده و: به عنوان کیفیت ضعیف مطرح گردیده، لذا رشد اقتصادی منفی بدست آورده است. بزرگترین مانع رشد اقتصادی چین هم، ورشکستگی اقتصادغرب است که: بصورت بدهی های کلان غرب به چین، خود را نشان می دهد. بدهی هایی که امکان بازپس گیری آن وجود ندارد.

اکنون زمان آن است که باور کنیم: امپریالیسم شکست خورده و: سرمایه داری غربی، دوران رکود را می گذراند. تفاوت دوران رکود فعلی با: دوران رکود دهه 1930آن است که: در آن دوران هنوز شعار های فریبنده: مصرف گرایی آزمایش خود را پس نداده بود، و مک کارتیسم توانست با فروش اقساطی، مصرف را بالا ببرد. اما قسط ها وصول نشد! ولذا اکنون رکود مضاعف، بر سرمایه داری حاکم است. یکی عدم بازگشت سرمایه در گردش، و دیگری اشباع بازار . یعنی وقتی برای رهایی از رکود شدید 1932 کینز و دیگران، تبلیغ مصرف گرایی و یا درواقع مشتری تراشی، برای تولیدات داخلی را داشتند، سرمایه انباشته ای وجود داشت، و کارخانجات قادر بودند تولیدات انبوه خود را، به دست مردم بدهند و قیمت آن را، کمی دیرتر بگیرند. اما اکنون این امکان وجود ندارد. زیرا کارخانجات همگی به بانکها بدهکار هستند، این بدهکاری ، بانک ها را هم به ورشکستگی کشانده است.

از همه مهتر، بانک های مسکن هستند که: با طرح فروش اقساطی مسکن، حاضر شدند فقط با دریافت 10درصد بهای مسکن، آن را به مشتریان خود واگذار کنند. البته این طرح در زمان خود، اقتصاد آمریکا را شکوفا کرد و: همه صاحب مسکن و اتومبیل شدند! و انبار کارخانجات هم خالی تر شد. اما به مرور، وقتی خریداران نتوانستند حتی با: اشتغال 24 ساعته، اقساط خود را پرداخت نمایند، دوران رکود جدید آغاز شد. در این دوران چه در ایران که اقتصاد وابسته دارد، و چه در آمریکا، بانکها از کارخانجات طلب داشتند! و کارخانجات از مردم، و مردم هم توانایی باز پرداخت: آن همه قسط از ماشین گرفته تا خانه و یخچال ، شهریه دانشگاه و غیره را نداشتند !

 در ایران وضع بدتر هم بود! زیرا مردم نه تنها قادر به باز پرداخت اقساط نبودند، بلکه اگر هم توانایی داشتند، آن را سهم نفت خود می دانستند! و عاقبت هم دریافت یارانه را بر دولت تحمیل کردند. البته در ایران هنوز نفت وجود دارد، و مشکلی نیست. اما در اروپا و آمریکا سقوط: امپراطوری سرمایه حتمی است. زیرا مردم نه تنها اقساط را پرداخت نمی کنند، و آن را سهم مالیات خود می دانند! بلکه به صف بیکاران و: بی خانمان ها می پیوندند.

جالب تر اینکه اگر کسی هم نیاز ندارد، بازهم در این صف ها حاضر شده و: نامنویسی می کند! زیرا از آینده امپرالیسم سرمایه، خبر دارد و نمی خواهد نامش در لیست نباشد! تا روز مبادا نگویند: نوبت به تو نمی رسد.

البته ایران راه حل دیگری هم دارد، که اقتصاد آمریکا و اروپا ان را ندارد. و آن اقتصاد مقاومتی است . البته در اروپا هم به عنوان اقتصاد ریاضتی، مطرح است، ولی فرق مردم ایران با اروپا، در همین جا است. اقتصاد ریاضتی که پیش نویس: همان اقتصاد مقاومتی است، برای مردم اروپا، جنبه تحمیلی دارد و: به همین دلیل نمی پذیرند. ولی در ایران جنبه پیشنهادی و مردمی دارد.

 

مردم ما در سیاست پیرو محرم هستند، و در اقتصاد پیرو رمضان ، یعنی هزینه شعار هیهات مناالذله را به راحتی قبول می کنند.  

تتوق لرفع العقوبات

یقول وزیر المالیة إذا تم رفع العقوبات، والنمو الاقتصادی من 8 فی المئة. ولکن هذا غیر صحیح لسببین: الأول هو أن أمریکا لیست عقوبات، وأکثر من مرة! الافتراض الثانی هو أن إزالة الحظر، والاقتصاد من 60 الاقتصاد الأمیرکی، والذی ینمو! وبالتالی یمکن أن یؤدی النمو الاقتصادی.

کما والاقتصاد، والقانون، وإذا، فی فترة الرکود المعسکر الرأسمالی، والرکود ینتشر للجمیع. الإغراق الصینیة لا یمکن حتى النهج: حفظ مخیم الإمبریالی متعدد الجنسیات. لأن هذا التحرک هو خطر کبیر جدا، وتظهر سرعتهم. الصین لقبول أن نقدم السلع أرخص، ویهیمن على السوق الآن حسب: تواجه تشبع السوق، وکما أثارتها ذات نوعیة ردیئة، وقد حصل علیها النمو الاقتصادی السلبی. والصین هی أکبر عائق أمام النمو الاقتصادی، والإفلاس الاقتصادی من الغرب: دین کبیر إلى الغرب إلى الصین، وتظهر له. المطلوبات التی قد استعادة السیطرة علیه.

لقد حان الوقت للاعتقاد بأن: الإمبریالیة فشلت: الرأسمالیة الغربیة، والإنفاق خلال فترة الرکود. الفرق خلال فترة الرکود الحالی، والرکود من 1930s هو أنه فی ذلک الوقت لا یزال شعار خادع: النزعة الاستهلاکیة، ثم کان محاکمته، وکان المکارثیة قادرا على البیع بالتقسیط، واستهلاک دفعة. ولکن لا یوجد استلام المبلغ! وهکذا فإن الرکود المزدوج، الحکم الرأسمالی. غیر المشبعة وعدم عودتهم لرأس المال، والسوق. للتخلص من رکود حاد فی عام 1932، عندما تعزیز النزعة الاستهلاکیة أو البناء حقیقة العملاء للمنتجات المحلیة، وتراکم رأس المال هناک، کانت کینز وغیرها، والمصانع قادرة على الإنتاج الضخم، والناس هناک وسعر بعد ذلک بقلیل فی الیوم. ولکن الآن حان غیر ممکن. لأن المصانع کلها المثقلة للبنوک، والدین، واضطرت البنوک إلى الإفلاس.

والمسنین، بنوک الرهن العقاری هی: بیع المساکن، وحضر 10? فقط من تکلفة السکن، وسوف ترک الزبائن. ومع ذلک، فإن التصمیم من وقته، ازدهر الاقتصاد الأمیرکی وکانت مملوکة جمیع السیارات السکن! کانت المزید من المصانع والمستودعات الفارغة. ولکن تدریجیا، وعندما لم یتمکنوا حتى إلى العمل لمدة 24 ساعة، لدفع أقساطها، خلال فترة الرکود الأخیرة بدأت المشترین. ما هی الفترة فی الاقتصاد، وفی أمریکا والبنوک والمصانع کانت تسعى! والمصانع من الناس، والناس قادرة على دفع کل الأقساط من السیارة إلى المنزل، الثلاجة، وما إلى ذلک لم کلیة التعلیم!

  فی إیران، کان الوضع أسوأ من ذلک! لأن الناس لم تکن قادرا على الدفع، ولکن إذا کانت لدیهم القدرة، فإنه یعرف حصتها من النفط! والعواقب تفرض على الإعانات الحکومیة. بالطبع لا یزال هناک نفط، ولیست مشکلة. ولکن فی أوروبا وأمریکا تسقط: الممالک من بعض الأصول. لأن الناس فقط لا تدفع الرهن العقاری، وحصة الضرائب المستحقة علیهم! ولکن إلى صفوف العاطلین عن العمل والمشردین یمکن الانضمام.

أکثر إثارة للاهتمام هو أنه إذا لم شخص سنا فی حاجة، والآن مرة أخرى فی قائمة الانتظار: اشترک! بسبب رأس المال فی المستقبل والأخبار، وسوف لا تکون مدرجة فی القائمة! لنقول یوم ممطر: لا دورک.

بالطبع، هناک حل آخر، والاقتصاد، فإن أمیرکا وأوروبا یکن لدیک. وهذا هو قوة الاقتصاد. ومع ذلک، فی أوروبا، فضلا عن التقشف الاقتصادی، هو، ومع ذلک، والناس مختلفة مع أوروبا، فی نفس المکان. مشروع التقشف الاقتصادی: قوة الاقتصاد، لشعب أوروبا، وفرض لماذا فشلنا. ولکن فی المناطق المقترحة والناس.

 

ونحن أمناء من الناس الذین یتبعون السیاسة، والاقتصاد عملا رمضان، وتقبل شعارات تکلفة بسهولة.




تاریخ : جمعه 93/11/10 | 9:42 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

 

 نباید براساس انتقام جویی باشد، بلکه براساس تداوم حمله باید باشد . زیرا تا بحال، قدرت حزب الله بر اسرائیل کاملا معلوم نبود، آمریکا و انگلیس هم باور نمی کردند،  چنین قدرتی در یک کشور کوچکتر از: اسرائیل وجود داشته باشد . و حزب الله نیز به دلایلی این راز را پنهان کرده و بروز نمی داد .

اما حمله هفته گذشته اسرائیل، که با رهگیری موبایل یک سردار ایرانی و لبنانی، به  ترور آنان انجامید،  راه برای حمله و نشان دادن قدرت حزب الله باز شد، و اکنون حزب الله با یک حرکت حساب شده، حملاتی را شروع کرد. ولی این حملات نباید پایان بپذیرد، و تا نابودی اسرائیل باید ادامه  یابد.چرا که دیگر فرصتی باقی نمانده است . و باید کار راتمام کرد، و این  امری خدایی است .

 در داستان  حضرت موسی و فرعون هم چنین است . فرعون چند بار ظلم کرد ولی، از خدا عذر خواهی کرد، خداوند هم  بلاها را از آن ها دور کرد. ولی بار آخر دیگر فرمود باید کاری کنم که :عبرت تاریخ شود. و لذا فرعون را که، از عذاب های خون ، قورباغه و ملخ نجات داده بود، در رود نیل غرق کرد و: جسد آن ها را شبیه مومیایی ها، بر بالای آب آورد تا برای همیشه تاریخ، مردم آن ها ببینند و عبرت بگیرند.

اکنون هم چهارمین بار تجاوز اسرائیل است، و اگر در سه دور گذشته با عذر خواهی، تمام شده بود، این بار نباید تمام شود! بلکه باید کار اسرائیل تمام شود.  در حمله 33 روزه ارتش اسرائیل،  به حزب الله لبنان و 22 روزه و 55 روزه،  به غزه دیدیم که اسرائیلی ها، تا آنجا که توانستند به خشونت و:  کشتار دست زدند ولی، وقتی که زور شان نرسید، خواستار آتش بس شدند و همه چیز تمام شد.

اما این بار فرق می کند، باید اسرائیل را نابود کرد. و البته در فرهنگ حزب الله، نابودی اسرائیل به معنی نابودی مردم، و یا کشتار بیگناهان نیست.  بلکه به معنی از بین رفتن سیستم" حاکم بر اسرائیل است، به همین جهت حملات حزب الله، کاملا حساب شده است و: فقط نظامیان را هدف گرفته، آن هم نظامیانی که شمشیر را، از رو بسته و در میدان جنگ با قلدری تمام ایستاده اند.

در سیاست استکبار جهانی، دوغ و دوشاب یکی است! و برای آن ها بین کودک شیرخواره، با یک نظامی سرتا پا مسلح فرقی نیست. شاید برعکس ! خطر یک طفل شیرخواره، از یک مرد بزرگ مسلح بیشتر است! و این حقیقتی است که باز در"  داستان حضرت موسی می بینیم!

فرعون به صرف آنکه، خواب دیده بود که کودکی بدنیا می آید که: سلطنت او را نابود می کند، دستور داده بود تمام کودکان را، بلا استثنا بکشند تا مبادا، یکی از آن ها زنده بماند. و آن یکی همان باشد که: خواب دیده است. بنابراین سیاست کودک کشی اسرائیل، به این معنی نیست که: آن ها فرق کودک و بزرگسال را نمی فهمند، و یا قانون حمایت از کودکان را نخوانده اند، بلکه ترس آن ها از "بازمانده" است از کودکی که بازمانده باشد، و بعد کاخ آن ها را ویران کند.

اما در اسلام و آئین شیعه، که آئین حزب الله هم هست، به دستور پیامبر و حضرت علی ع، کودکان و زنان ، پیران و ناتوانان، لشگر و یا سرباز دشمن حساب نمی شوند، و نباید با آن ها برخورد نظامی کرد. حتی در میان نظامیان، آن هایی که امکان توبه برایشان موجود است، دشمن حساب نمی شوند!

دریکی از جنگ ها، سرداری نزد حضرت علی آمد و گفت : یا علی من شمردم و دیدم که: به اندازه تو دشمن را کشتم ، بنابر این هم اجر تو هستم! اما حضرت علی فرمود : نه! تو آدم ها را فله ای کشته ای، ولی من تا هفتاد پشت او را ارزیابی کردم، و اگر امیدی به یکی از نوه های او بود، او را نمی کشتم! بلکه زخمی می کردم.

 

  یکی دیگر از درس های امام علی، آن است که در جنگ نهروان، حضرت علی فرمود من چشم فتنه را کور کردم. و تمام نهروانی ها نابود شدند، جز 7نفر و از تمام لشکر ایشان همانطور که پیش بینی کرده بود،  همه زنده ماندند جز 7نفر.بلی ، الان زمانی است که چشم فتنه باید کور شود، تا ایندگان به گمراهی نیافتند.    

یجب أن تستند استراتیجیة حزب الله على الانتقام، ولکن تقوم على استمرار الهجوم. لأنه یحتوی کانت قوة حزب الله على إسرائیل یست واضحة تماما، إلا أن الولایات المتحدة وبریطانیا لا یعتقد أن مثل هذه القوة فی بلد أصغر من إسرائیل فی الوجود. حزب الله والأسباب الکامنة وراء هذا السر ولم یحدث.

ولکن هجوم الأسبوع الماضی على اسرائیل وإیران ولبنان برئاسة تتبع هواتفهم النقالة، وأنها أدت إلى اغتیال، إن الطریق مفتوح لمهاجمة وإظهار قوة حزب الله، وحزب الله الآن، مع تحرک محسوب، بدأ الهجمات. ولکن هذه الهجمات یجب أن یقبل النهایة، ویجب أن تستمر لتدمیر إسرائیل. لفرصة أخرى نقاط. وینبغی أن یتم الانتهاء، وأنه هو الله. قصة موسى وفرعون أیضا. اضطهاد فرعون، ولکن مرات عدیدة، واعتذر إلى الله، أصدر الرب بعیدا عن کل ذلک بعیدا. لکن فی المرة الأخیرة سآخذ آخر قال إن دروس التاریخ. ولذلک، تم إنقاذ فرعون، ومعاقبة الدم والضفادع والجنادب، وقال انه غرق فی النیل: أجسادهم مثل المومیاوات، وعلى رأس الماء حتى إلى الأبد، والجمهور یرى ویتعلم.

وهذه هی المرة الرابعة على العدوان الإسرائیلی، وإذا کان فی الجولات الثلاث الأخیرة من الاعتذارات، وکان فی کل وقت هو لیس کل شیء! یجب أن یکون کل من إسرائیل. الهجوم الإسرائیلی 33 یوما على حزب الله فی لبنان و 22 یوما و 55 یوما، رأینا أن الإسرائیلیین فی غزة، بقدر ما فی وسعه لأعمال العنف والقتل بدأت، ولکن، عندما کانوا قوة، ودعا إلى وقف إطلاق النار وجمیع کان کل شیء.

ولکن هذه المرة مختلفة، یجب على إسرائیل أن یتم تدمیرها. وبالطبع ثقافة حزب الله، وتدمیر إسرائیل یعنی تدمیر الشعب، ولیس قتل الابریاء. ولکنه یعنی فقدان "السائدة فی إسرائیل، وبالتالی فإن الهجمات التی یشنها حزب الله، الاعتبار الکامل تستهدف فقط الجیش وقوات السیف، من حزمة وجمیع واقفا فی القتال البلطجة دیک.

سیاسة الاستکبار العالمی واللبن وDvshab واحد هو! ولأطفالهم الأکل الأسد، مسلحة مع الساق نطاق المنظومة لا یهم. ربما العکس! خطر طفل یشرب الحلیب من رجل کبیر مسلحة أکثر! وحقیقة أن افتتاح "قصة موسى نرى!

فرعون لتنفق علیه، ویحلم أن الطفل یولد من شأنها أن تدمر حکمها، قد أمر جمیع الأطفال، من دون استثناء، والخوف خشیة واحد منهم البقاء على قید الحیاة. وأنه هو نفسه الذی نحلم. السیاسة الإسرائیلیة من قتل الأطفال، لا یعنی أنهم لا یفهمون الفرق بین الأطفال والبالغین، وحمایة الأطفال لم أقرأ، لکنهم یخشون من "الناجی" هو الطفل الذی هو أحد الناجین، والبیت تدمیرها.

ولکن الدین الإسلامی الشیعی، إیمان حزب الله بناء على أمر من النبی والإمام علی والأطفال والنساء، القدیمة وعاجزا والجیش وجنود العدو لیست، ویجب أن لا یتم التعامل معه عسکریا. حتى فی الجیش، حیث أنه من الممکن بالنسبة لهم للتوبة، فهی لیست العدو!

 

فی إحدى المعارک، وجاء سرداری علی وقال لعلی، أحصیت وجدت أن حجم العدو کنت قتل، لذلک أنا أیضا مکافأة لک! لکن علی قال: لا! الجزء الأکبر من الشعب الذی قتل، ولکن کنت مصممة على سبعین وراءه، وإذا کنت آمل أن أحد أحفاده، وانه لم یقتل! أنا لم یصب بأذى. أحد الدروس الإمام علی، أن الحرب نهرو، قال لی علی أنا کانت عمیاء دسیسة العین. دمرت Nhrvany ولکن کل 7 منهم وجمیع جیوشهم، کما هو متوقع، ولکن کل 7 منهم على قید الحیاة. نعم، هو عندما إغراء لتکون العین العمیاء للأجیال القادمة لم یصرف.





تاریخ : جمعه 93/11/10 | 12:33 صبح | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

  

انقلاب اسلامی ایران، پیروزی خون بر شمشیر بود! و این به معنی: نفی تمام ترور ها و کشتار های: فردی و جمعی استکبار جهانی،  و پایان ترس جهانی از سلاح های کشتار: جمعی و یا انفرادی بود!

قرن بیستم، قرن کشتار انسان ها به صورت دسته جمعی بود. چه در دوران جنگ گرم که از: ابتدای قرن بصورت  جنگ اول و دوم صورت گرفت، و میلیون ها انسان را به کام مرگ برد، و به اندازه طول تاریخ خون بر زمین ریخت. چه در دهه های 50 و60 که، صهیونیزم و آپارتاید در دوران به اصطلاح  جنگ سرد، به کشتار فلسطینی ها و اعراب روی آوردند،

 و چه در دهه 70و 80 که در شکل سازمان یافته: گانگستری و آدمکشی حرفه ای، به سرکردگی  دارو دسته  نیویورکی ! و یا آل کاپون ها و فرانکیشتن ها، نشان داده می شدند و: چه در پایان آن که کشتار وسیع مردم دنیا، تحت عنوان مبارزه با کمونیزم و: تک قطبی کردن جهان انجام شد.

دنباله آن کشتار مردم عراق و افغانستان و پاکستان، به بهانه مبارزه با تروریسم هم، بر صفحات سیاه تاریخ سیاسی غرب افزوده شد. و همانطور که رهبر انقلاب اسلامی، در پیام خود به جوانان اروپا و آمریکا، خواستند تا آن ها به این سیکل معیوب، و چرخه قتل و غارت و شرمندگی تاریخی غرب، پایان بدهند.

و این خواسته همان پیروزی خون بر شمشیر است. زیرا قرن بیستم با شمشیر آل سعود آغاز شده بود، و قرن بیست و یکم باید پایان این شمشیر باشد، و بحرین این پرچم را بردوش گرفت، در واقع این بار بجای اینکه، شمشیر ها خون بریزند، باید خون ها شمشیر ها را بشکنند! قرن نوزده و بیست، تفسیر مشت آهنین بر سندان و داس بود، ولی قرن بیست و یکم باید: خرد شدن  داس و چکش و سندان، زیر مشت های آهنین انقلابیون باشد!

قران کریم سال ها پیش، صف مومنان را به این تشبیه کرده بود، و اکنون ما می بینیم که در عصر: موشک و ناو چیفتن ! کسی از آن ها نمی ترسد، و سربازان شمشیر بدست یا تفنگ به دوش، فقط به درد اسباب بازی می خورند، و یا اینکه در: بتل نت های گیمر ها استفاده می شوند.

انقلاب اسلامی نشان داد که :سازمان های بسیار پیچیده اطلاعاتی مانند: سازمان سیا یا موساد ، انتلیجنت سرویس و ساواک، در برابر صف مومنان، قدرت مقاومت ندارند و: مانند یخ در برابر آفتاب ذوب می شوند! این خظ مستقیم برای امروز و: فردای تاریخ هم ادامه دارد و: ما می بینیم که پهباد های ایرانی، بر فراز ناو های جنگی آمریکا می روند، و فیلم و گزارش تهیه می کنند، و آن ها خبر ندارند! و موقعی خبر دار می شوند که: در مانور های ایران، فیلم آن به نمایش در می آید.

در دوران انقلاب اسلامی هم، همه کشورها و دولت ها پشتیبان شاه ایران بودند، و کوچکترین حرکت مردم را گزارش می دادند، ولی همگی مات شدند! در کشوری که می گفتند: دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد، کار بجایی رسید که دیوار، نه تنها موش نداشت، موش ها هم بدون گوش شدند!

همه فعالیت انقلابیون در خفای کامل، و دور از چشم ساواک صورت می گرفت، و شاید اصلا ساواک نمی توانست بفهمد، یا اصلا باور نمی کرد که چنین کاری شود! کسی که شاه را هدف گرفته بود، در خاطرات خود می گوید: یک روز به یکی از ماموران ساواک گفتم که: می خواهم شاه را بکشم! او نگاهی به هیکل لاغر و جثه کوچک من انداخت و خندید!

 

 در جبهه های جنگ تحمیلی هم، همینطور بود. کسانی که نه شناسنامه نظامی داشتند، و نه حتی سربازی رفته بودند، و بعضا تا روز جنگ تفنگ ندیده، یا با آن تیراندازی نکرده بودند، حملات وسیعی را برعلیه ارتش کلاسیک و: دومین نیروی زمینی خاورمیانه آغاز کردند! الان هم آمریکا مبهوت است که: چطور اف 18 را نمی تواند بسازد، ولی طرح همان در ایران، به عنوان صاعقه صد وده به پرواز در می اید! شاید هنوز هم از خیلی توانایی های انقلاب اسلامی، آگاهی ندارند آن ها نمی دانند که: در کلیه مراکز تصمیم گیری شان، ایرانی ها حاضر هستند.

انتصار الدم على السیف

کان انتصار الثورة الإسلامیة فی الدم على السیف! وهذا یعنی: نفی کل الإرهاب والقتل من قبل: الاستکبار العالمی الفردیة والجماعیة، والخوف من أسلحة الدمار العالمیة: مجموعة أو منفردا!

القتل الجماعی فی القرن العشرین من البشر. ما الساخنة فی الحرب التی دارت أول وثانی مکان فی وقت مبکر من الحرب، والملایین من الناس أنه قتل، وطول الدم على الأرض. ما هو فی 50s و 60s، الصهیونیة والفصل العنصری فی ما یسمى الحرب الباردة، ومذبحة للفلسطینیین والعرب تحولت،

  وفی 70s و 80s فی شکل، رجال العصابات والبلطجیة المهنیة المنظمة، عصابة یقودها نیویورک! أو ترد آل کابونی وکیفیة انهاء دمار واسع النطاق فی العالم، وبما أن المعرکة ضد الشیوعیة، کان العالم عالم أحادی القطب.

سلسلة من عملیات القتل فی العراق وأفغانستان وباکستان، بحجة مکافحة الإرهاب، أضیفت صفحات سوداء للتاریخ السیاسی للغرب. وکما قائد الثورة الإسلامیة، فی رسالته إلى الشباب من أوروبا وأمریکا، حثهم على هذه الحلقة المفرغة، ودورة القتل والسلب والنهب والتاریخ العار للغرب، ولیس نهایة المطاف.

ومطالب انتصار الدم على السیف. وکانت هذه بدایة القرن العشرین بالسیف سعود، وینبغی أن یکون القرن الحادی والعشرین نهایة السیف، وتحمل علم البحرین کان، فی الواقع، وهذه المرة بدلا من السیف تماما الدم، والسیف الدم لکسر! القرن التاسع عشر والعشرین، وتفسیر القبضة الحدیدیة السندان والمنجل، ولکن فی القرن الحادی والعشرین: سحق المطرقة والمنجل وسندان تحت القبضة الحدیدیة من الثوار!

منذ سنوات القرآن الکریم، وقد شبهت إلى صفوف المؤمنین، والآن نرى أن فی المساء: صواریخ مضادة للدبابات زعیم والسفن الحربیة! انه لا یخشى منهم، والجنود رفع سیفا أو بندقیة للاستحمام، وتناول الطعام لعبة عدیمة الفائدة فقط، أو فی بیت إیل تلاحظ تستخدم اعبین.

وأظهرت الثورة أن المعلومات معقدة للغایة مثل وکالة المخابرات المرکزیة أو الموساد، خدمة والسافاک، إلى صفوف المؤمنین، ولیس القوة والسلطة، والجلید ذاب فی الشمس! وکیلوهرتز المباشر لهذا الیوم وغدا التاریخ یستمر ونحن نرى ان الایرانی یظهر على سفینة الحرب الأمریکیة، وأشرطة الفیدیو وتقدیم تقریر بشأنها، وأنهم لا یعرفون! وعندما یتم إبلاغهم أن المناورات من الفیلم یتم عرضه.

خلال الثورة الإسلامیة، کانت جمیع الدول والحکومات الداعمة للشاه إیران، وأدنى حرکة من التقریر، ولکن کانوا جمیعا بالدهشة! فی البلاد التی یقال الجرذان والفئران الاستماع إلى الجدار، تم استخدام الجدار بدلا من ذلک، ولم یکتف الفئران، کانت الفئران دون آذان!

کل الأخبار دربی الکامل للثوار، وأخذوا من السافاک، وربما السافاک لا یستطیع أن یفهم، أو لا یعتقدون أن مثل هذا الشیء! الملک، الذی کان مستهدفا، ویقول فی مذکراته: قال یوم واحد إلى واحد من وکلاء السافاک التی یریدون قتل الملک! قالت إنها تتطلع فی وجهی وضحک اللیاقة البدنیة الهزیل وحجم صغیر!

  أمام الحرب، کان من ذلک. أولئک الذین لیس لدیه بطاقة هویة عسکریة، ولیس کانت قد اختفت حتى الجنود، وأحیانا لا حتى معرکة بالاسلحة الناریة، أو لم تکن اطلاق النار الهجمات ضد الکلاسیکیة جیش کبیر: بدأ الجیش الثانی فی الشرق الأوسط! والآن بعد أن هزت أمریکا: کیف F-18 لا یمکن أن تجعل ذلک، ولکن فی نفس التصمیم کما البرق یأتی تحلق مئات من عشرة! انها لا تزال قادرة جدا على الثورة، وأنهم لا یعرفون أن لدیهم فی مراکز صنع القرار، والإیرانیین موجودة. 




تاریخ : چهارشنبه 93/11/8 | 11:28 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

 

اسلام ستیزان و: مبلغان اسلام هراسی، این دین را دین شمشیر می خوانند! و شیعه سال ها است که می خواهد ثابت کند« دین شمشیر نیست! ولی به جایی نمی رسد، بلکه هر سال این تبلیغات بیشتر می شود و: در جایگاه تبلیغاتی بالاتری قرار می گیرد! آیا تاکنون فکر کرده اند چرا؟ چنین تبلیغی می شود و چرا؟ اینهمه انکار فایده ای ندارد؟

جواب آن بسیار ساده است: چون که از عربستان و از: کنار خانه خدا چنین تاییدی انجام می شود! زیرا پیشانی اسلام، مکه و مدینه هستند و عربستان، مرکز اسلام است و ال سعود، بعنوان خادم اسلام معرفی شدند. و پیشانی خادم حرمین شریف، یک پرچم است که در آن، شمشیر نقش اصلی را دارد! و این بعنی اسلام دین شمشیر است، و به زور شمشیر مردم لااله الا الله می گویند.

حالا ما هرچقدر داد بزنیم: اسلام دین شمشیر نیست. می گویند شما چه کاره اسلام هستید؟ مردم ایران چه حقی دارند که: بگویند اسلام دین شمشیر نیست؟ در حالیکه هشتاد سال است، شمشیر کشیده عربستان در پرچم آن، خود را نشان می دهد، مانند نشان دادن دندان، در یک نزاع معنی می دهد. آیا کسی که خادم حرمین شریفین است، راست می گوید یا کسی که کیلومتر ها، از مرکز اسلام دور است؟

ممکن است ما به چند حدیث، دلخوش کنیم و بگوییم ما از اعقاب: سلمان فارسی هستیم ولی، کدام منطق قبول می کند که: فامیل دور دلسوز تر باشد؟ آیا مادر مهربانتر است یا دایه؟

لذا دو راه بیشتر وجود ندارد: یا اینکه قبول کنیم اسلام دین شمشیر است، یا مبلغ این سخن را، از بین ببریم تا دیگر کسی نگوید: اسلام دین شمشیر است . از قدیم گفته اند: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها ! دشمن برای جا انداختن حرف خود، اگر دلیلی نداشته باشد، حتی خودشان هم بعد از مدتی، شرمنده می شوند. ولی وقتی از داخلی ها گزک به دست دشمن بدهد، آن وقت نمی توان همه تقصیر ها را، به گردن دشمن خارجی انداخت. یا باید دشمن را احمق فرض کنیم، که بدون دلیل حرف می زند، و یا آن دسته از افراد داخلی را هم، که حرف دشمن را تایید می کنند،  اصل دشمن بدانیم! زیرا هر آتشی است از گور این ها بلند می شود .

بنابر این از بین بردن آل سعود، و پایین کشیدن آن پرچم، تنها راه جلوگیری از توهین به اسلام و پیامبر است. و تا موقعی که آن ها وجود دارند، ترور و تخریب و توهین ادامه دارد. زیرا ترور از همان زمان بوجود آمدن آل سعود، و به دست آنان درست شد . و ما هنوز هم می بینیم که: در بسیاری از شادی های آل سعود، و شاید همه روزه، در مکان های بسیاری، رقص شمشیر برپا می شود.

آن ها به قدری پر رو هستند که: مهمانان خود را هم، مجبور به انجام رقص شمشیر می کنند. و گاهی خشم و غضب آنان در: همان بازی شمشیر کار دست مردم می دهد. و بسیاری از مخالفان، در همین مراسم شمشیر بازی کشته میشوند.

حتی رئیس جمهور آمریکا، وقتی به عربستان می رود، باید در رقص شمشیر شرکت کند! نتیجه اخلاقی این کار آن است که: این افراد که هفت تیر کش هستند، و از شمشیر می ترسند، وقتی بیرون می ایند، ترس خود را به نفرت تبدیل می کنند ،و بعد هم می گویند اسلام دین شمشیر است! و به زور شمشیر عرب ها، باید گردن نهاد و حرف آن ها را قبول کرد.

البته تمام این شمشیر کشی ها، یا همان شمشیر بازی ها، برای ازبین بردن ریشه اسلام است! و به همین خاطر به هیچ وجه، آن ها منطق پذیر نیستند و: این رسم خود را کنار نمی گذارند. شمشیر برای عرب، کار سگ برای آمریکایی را می کند. یعنی هم از خود او نگهبانی می کند، و هم دوست و دشمنش را می ترساند! کسانی که از سگ می ترسند، می دانند که وقتی مهمان: خانه ای میشوند که سگ دارند، تا موقع بیرون آمدن، از زنده بودن خود مطمئن نیستند!

 

هر مهمانی هم که به عربستان می رود، باید سنگینی شمشیر آل سعود را، بر گردن خود تحمل کند، حالا یا به عنوان تبرک ! یا به عنوان تهدید. که هردو ترسناک و وحشت آفرین است . خداوند روزی را برساند که: عامل  این ترس  ازبین برود.

لماذا الإسلام هو دین السیف؟

الخوف من الإسلام و: مبلغ الخوف من الإسلام، دین، دین السیف الغناء! سوف سنوات الشیعیة تثبت أن "الدین هو السیف! ولکن لیس کثیرا، ولکن فی کل عام یصبح أکثر والدعایة: دور الإعلان هو أعلى! هل فکرت لماذا؟ مثل هذه الإعلانات، ولماذا؟ ولکن إنکار لیست مفیدة؟

الجواب بسیط: لأن مملکة بیت الله، هذا التأکید سوف یکون القادم! لأن أمام الإسلام، مکة المکرمة والمدینة المنورة، والمملکة العربیة السعودیة، والمرکز الإسلامی و آل سعود، وقدم خادم الإسلام. خادم الحرمین الشریفین الجبین وعلم أن السیف له دور مهم! ودور الإسلام هو دین السیف، والسیف من الناس یقولون لا إله.

الآن، ومع ذلک، فإننا ننسى أن الإسلام هو دین السیف. ماذا تقول أنت مسلم؟ ما هی حقوق الشعب الإیرانی التی تقول أن الإسلام هو دین السیف؟ فی حین ثمانین عاما، والسیف رسمها على العلم من المملکة العربیة السعودیة، ویبین له، کأسنان نزاع تعنی. خادم الحرمین الشریفین هو واحد من هو على حق أو الذی یقول کم وهی المسافة من مرکز الإسلام؟

ونحن قد لبعض الأحادیث النبویة، یمکننا القول بأننا راضون عن سلالة، لکننا سلمان الفارسی، الذی یقبل منطق أن الأسرة هی أکثر تعاطفا بکثیر؟ لا کیندر الأم أو ممرضة؟

ولذلک، هناک طریقتان أکثر: إما أن نقبل بأن الإسلام هو دین السیف، أو المبلغ للکلمة، لقتل شخص آخر أن أقول: الإسلام هو دین السیف. قیل تقلیدیا أن یکون ما الناس قد یقول شیئا! لوضع أحرف عدوک، إذا کان هناک أی سبب لحتى أنفسهم بعد فترة من الوقت، تخجل. عندما کنت تحت العدو الداخلی، أن الوقت لا یمکن لوم لهم، رمى العدو الأجنبی اللوم. أو ینبغی لنا أن نفترض خداع العدو، الذی یتحدث دون سبب، أو تلک التی هی الداخلیة، أکد أن إلکترونی للعدو، والعدو یعرف! لأن النار سوف ترتفع من القبور.

وبالتالی القضاء على آل سعود، وهدم العلم، والطریقة الوحیدة لتجنب الإساءة إلى الإسلام والرسول. وحتى تکون والإرهاب والتدمیر والاعتداء لا یزال مستمرا. منذ إنشاء اغتیال آل سعود، ولهم کان صحیحا. وما زلنا نرى أن فی کثیر من ملذات آل سعود، وربما فی کل یوم، فی العدید من الأماکن، وعقد رقصة السیف.

هم صفیق یکفی أن ضیوفک سوف یکون لا یزال القیام به رقصة السیف بهم. وأحیانا غضبهم: السیف فی أیدی الناس التی تعمل. والکثیر من المعارضین قتلوا فی حال المبارزة.

حتى رئیس الولایات المتحدة، عندما یذهب إلى المملکة العربیة السعودیة، للمشارکة فی رقصة السیف! المغزى من العمل هو أن الناس الذین هم حاکم النقل البری الدولی، والسیف من الخوف، وعندما یخرج، فإنها تحول الخوف والکراهیة، ثم یقول الإسلام هو دین السیف! وسیف العرب، والرقبة والجسم لا تعترف بهم.

بالطبع کل هذا السیف، الدواجن، أو المبارزة، والقضاء على جذور الإسلام! وحتى لا، فهی لیست المنطق وهذا التقلید سوف لا بجانبها. الفن العربی والکلاب فی الولایات المتحدة العمل. وقت حارسه، وکلاهما صدیق وعدو للخوف! أولئک الذین یخافون من الکلاب، وهم یعرفون عند زیارة المنزل، لدیهم کلب، وذلک عند الخروج، ولست متأکدا من کونه على قید الحیاة!

 

کل ضیف الذی یذهب إلى المملکة العربیة السعودیة، والسیف الثقیل السعودی على عنقه التسامح، الآن أو باعتباره نعمة! أو کتهدید. الذی هو على حد سواء مخیفة والإرهاب. جعل الله فی الیوم الذی دمر عامل الخوف.




تاریخ : چهارشنبه 93/11/8 | 1:2 صبح | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

برند احساس خوب نسبت به: یک اسم است، و این موضوع نیاز به مطالعه دقیق دارد، و نباید به برخی شعار ها توجه کرد. برند قبلا فقط در بازار یابی نقش مهمی داشت، ولی امروزه در همه جا، خود را نشان می دهد. در ورزش فوتبال یا: در کار های آی تی، حتی امور فرهنگی و اجتماعی .امروز هدف از برند سازی، فقط سود آوری نیست بلکه سرمایه گذاری است.  لذا باید چند چیز را توجه داشت:

اولا برند فقط اقتصادی نیست، یعنی یک حزب یک موسسه و یک ایده، نیز می تواند برند باشد. وقتی یک فکر جهانی شد یک برند است . امروز نام امام خمینی ره، یک برند است که به گفته ای، نام ایران با نام امام خمینی ره شناخته می شود. یا گفته شده که محبوبترین کلمه قرن است .

امروز نام محمد ص  در نامگذاری، یک برند است یعنی بیش از همه نام ها، در سراسر جهان تکرار می شود. امروز انقلاب اسلامی، انرژی هسته ای و: نام ایرانی یک برند است . با همه مشخصات یک برند. احساس خوب و در آمد خوب و سود بالا.

 مردم از سونی، فقط یک کالا انتظار دارند! و هنگامیکه آن کالا را خریدند، به دنبال برند دیگری هستند. لذا مفهوم برند دچار تحول شده است، تحول ذاتی آن در جهت سود آوری است. یعنی امروزه دیگر بنز بدنبال آن نیست که: فقط مدل ماشین گرانقیمت باشد. زیرا به این نتیجه رسیده زیاد گران بودن هم، ضد تبلیغ است. زیرا مردم وقتی به چیزی دسترسی پیدا نمی کنند، یا از دسترسی به آن نا امید می شوند، برون فکنی می کنند.

سونی یا بنز فقط برای ثروتمندان، آنهم فقط یکبار موقع خریدن برند است . در حالیکه میل انسان به جاودانگی است، و حضور در همه سطوح جهانی را می طلبد. به همین دلیل است که بنز هم با خرید کارخانجات دیگر، به تولید خودرو های کوچک هم دست زده است! یا سونی علاوه بر تولید اصلی، تولیدات دیگر هم دارد.

درواقع اصل یکسان سازی، جایگرین شاخص بودن شده است . مثلا در ایران، بانکها نمی توانند شاخص  یا برند باشند، زیرا مردم از آن ها انتظارات یکسانی دارند! وقتی یکی از بانکها کاری انجام می دهد، مشتریان بانک های دیگر هم، از بانکهای خود تقاضای چنین کاری دارند. لذا بعد از مدتی همه بانک ها، مثل هم عمل می کنند.

شاید هم برعکس شده، یعنی هرگاه شرکت یا بانک، طرحی جداگانه بدهد که برند محسوب شود، شک و بدبینی مردم را درپی دارد: که چه قصدی در پشت پرده است!

ساده ترین کار هر شرکت، برای فروش بیشتر قیمت شکنی است. ولی آن ها نمی دانند که مردم، با خود می گویند: این ها حتما قیمت ها را چند برابر حساب می کنند، تا بعدا با منت گذاشتن تخفیف بدهند. زیرا مردم عاقل شده اند، و میدانند که هدف شرکت ها، فقط سود آوری است.

   اگر سود آوری برای شرکت ها مقدس، و یک هدف والا محسوب  شود، ولی برای مصرف کننده، یک سم مهلک است. یعنی هرچقدر شرکت ها، برای سود آوری بیشتر تلاش کنند، کمتر نتیجه می گیرند. به همین دلیل فقط شرکت هایی سود آور می شوند، که هدف خود را سود آوری اعلام نمی کنند!

درواقع همانطور که هر نوع تبلیغ مستقیم، ضد تبلیغ می شود، هرنوع اقدام مستقیم برای سود آوری هم، به ضرر می انجامد. چنانچه گفته شده است: بیشترین سرمایه ها در تبلیغات دور ریخته می شود . یعنی موقعی که شرکتی، آمادگی تولید زیاد را ندارد، با تبلیغات بیشتر، خود را ضایع می کند و: مردم می بینند که همه جا نام آن کالا هست، ولی خود آن کالا نیست! یا حداقل به وسعت نامش نیست! و این ضد تبلیغ است، و برند سازی را دچار مشکل می کند. لذا اکنون برند سازی، نه براساس سود، بلکه بر اساس ارزش آفرینی است. یعنی احترام به عقاید مشتری، و ارزش آفریدن برای او، مهمتر از سود تلقی می شود ارزش آفرینی یعنی همان ایثار ! یعنی دیگران را برخود مقدم دانستن.

 

و اینجا است که اسلام و دین، جای خود را باز می کند. و ثابت می کند که برای سود نیامده، ولی سود می رساند. همانطور که قران می فرماید: پیامبر از شما اجر و مزد نمیخواهد، بلکه شما را به تجارت بسیار سود آور راهنمایی می کند.

العلامة التجاریة أو الربح؟

أنهم یشعرون بالرضا عن ذلک: اسم، وهذا یتطلب دراسة متأنیة، وینبغی إیلاء الاهتمام لشعارات. هناک بالفعل دورا هاما فی التسویق ولکن الآن فی کل مکان، وتظهر الخاص بک. فی کرة القدم أو فی عمل ETA، حتى الثقافی والشؤون الاجتماعیة الغرض الیوم من العلامات التجاریة، لا استثمارات الربح فقط. وتجدر الإشارة إلى عدة أمور:

أولا، فهی لیست فقط اقتصادیة، ویمکن أیضا أن تؤخذ فکرة عن الشرکة التی هی طرف فیها،. عندما یفکر المرء من علامة تجاریة عالمیة. الیوم اسم الإمام الخمینی، الذی قال إن اسم العلامة التجاریة المعروفة مع اسم الإمام الخمینی. وقلت إن قرن شعبیة.

اسمه محمد علیه الصلاة والسلام الیوم، هو اسم العلامة التجاریة التی هی فوق کل شیء، ویتکرر العالم. الثورة الاسلامیة الیوم، والطاقة النوویة، وإیران هو اسم العلامة التجاریة. عرض جمیع العلامات التجاریة. شعور جید ودخل جید وأرباح عالیة.

  الناس من سونی، ویتوقع مجرد سلعة! عندما یتم شراء البضاعة، وتبحث عن غیرها من العلامات التجاریة. لقد تغیر مفهوم العلامة التجاریة، وتغییره إلى الربحیة أمر ضروری. الیوم، التی لم تعد تتبع بنز: سیارة باهظة الثمن هو النموذج الوحید. مکلفة للغایة لإبرام المضادة للدعایة. لأنه عندما الناس لیس لدیهم إمکانیة الوصول، أو الوصول إلى نشعر بخیبة أمل ذلک، أنهم الخروج.

بنز، سونی فقط للأغنیاء، حتى عند شراء علامة تجاریة واحدة فقط. فی حین أن رغبة الإنسان عن الخلود، ویحتاج العالم على جمیع المستویات. هذا هو السبب فی مصنع مرسیدس بنز لشراء آخر، تشارک فی إنتاج السیارات الصغیرة! أو سونی، بالإضافة إلى المنتج الرئیسی، وغیرها من المنتجات.

وبالفعل، فإن المبدأ نفسه، بدلا من المؤشر. فی إیران، على سبیل المثال، والبنوک لا یمکن استخدام فهرس أو لا، لأن الناس لدیهم نفس التوقعات منهم! عندما تقوم بعمل البنک والعملاء الآخرین، ولذلک یطالب من بنوکها. حتى بعد حین، جمیع البنوک، نفس الفعل.

ربما کان العکس، أی عندما شرکة أو بنک، والذی یجب أن یعتبر مشروع منفصل، تسعى شکوک الجمهور: ما هو القصد من وراء الستار!

أسهل شیء کل شرکة لدیها لبیع أکثر الإغراق. لکنهم لا یعرفون أن الناس یقولون لنفسی: هذا هو الثمن الذی لدیهم حسابات متعددة، ثم الالتزام بدفع الخصم. لأن الناس الحکمة، وأنهم یعرفون أن الشرکة الربح فقط.

    إذا الربحیة للشرکات المقدسة، وهی الهدف السامی، ولکن بالنسبة للمستهلک، هو السم القاتل. وأکبر شرکة، والسعی لتحقیق أرباح أعلى، ونتائج أقل. لهذا السبب، وشرکات ربحیة فقط، والتی لا یتم الإعلان عن عزمها على الربح!

فی الواقع، لأن أی شکل من أشکال الدعایة المباشرة، ومکافحة یعلن، أی العمل المباشر إلى الربحیة یؤدی أیضا إلى فقدان. کما قیل، وأکبر استثمار فی الإعلان تجاهل. وهذا یعنی أنه عندما کنت على استعداد لدیک منتج کبیر، مع مزید من التطویر، والنفایات، ویرى الناس فی کل مکان انه لامر جید، لکنه لیس جیدا! أو على الأقل لیس إلى الحد من اسمه! المضادة للالإعلان، والعلامات التجاریة من الصعب على المستخدم. ویستند ذلک الآن العلامة التجاریة، ولیس الربح، ولکن على خلق القیمة. احترام آراء العملاء، وخلق القیمة بالنسبة له، تعتبر أکثر أهمیة من الربح.

وهی أن الإسلام والدین، ویفتح المکان. وتثبت أنه لیس من أجل الربح، ولکن الاستفادة منها. کما یقول القرآن: النبی من الأجور والمرتبات التی ترید، ولکن سوف توفر تجارة مربحة جدا. 




تاریخ : سه شنبه 93/11/7 | 12:43 صبح | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

 

علوم بازار یابی هم مانند: دیگر دستاوردهای غربی، به آخر خط خود رسیده و :در متن جامعه تضاد و دوگانگی خود را به نمایش گذاشتند. درواقع نه تنها در سیاست، غربی ها دچار تناقض شدند، بلکه در بازار یابی و علوم مدیریت نیز، بر طبل تناقض گویی می کوبند، بدون آنکه خود بدانند. زیرا از قدیم گفته اند: دروغ گو کم حافظه است! یک نمونه از حافظه تاریخی، ایگور انسف و دیگر دانشمندان بازاریابی هستند!

 آن ها سال ها است تبلیغ می کردند: برای ماندگاری در بازار باید: قیمت ها را کاهش داد و: کیفیت را بالابرد، غرب زدگان ایرانی هم با ذوق و شوق، این ها را ترجمه میکردند و: با بستن یک کراوات به گلوی خود، که راه خون رسیدن به مغز را می بندد، جلوی تفکرات خود را میگرفتند، تا ترجمه ها عینا به هدف خود برسند! زیرا از نظر غربی ها، دیگران حق ندارند فکر کنند!

اما امروز این تئوری ها مرده است! هیچ سازنده ای برای تصرف بازار، یا بالا بردن سهم خود از مارکتینگ، به کاهش قیمت یا بالابردن کیفیت نمی اندیشد! تولید کنندگان فوق سنگین چینی، که به این یاو ه ها گئش دادند، و به کاهش قیمت دست زده و: دامپینگ کردند، کیفیت را قربانی کرده اند. اکنون جنس چینی با کلمه: بی کیفیت قرین است. و آن هایی هم که ارزان فروختند، امروز تقاص آن را پس می دهند: زیرا بازار اشباع شده، و مردم حتی اجناس ارزان را هم نمی خرند! به همین دلیل ،  رشد منفی اقتصاد چین آغاز گردیده است .

دکتر محمدی استاد بزرگ بازاریابی ایران، با افتخار تمام از تناقض ها ی بازار یابی دفاع می کند ! از نظر او اگر غرب بگوید: الان شب است حتما شب است! و اگر باز هم بگوید: الان روز است حتما روز است! و هیچ کس حق ندارد، بر روی حرف دانشمندان غربی حرف بزند، هرچند این حرفها همدیگر را نفی کنند.

وی که در ابتدای صحبتش می گوید: ارزش افرینی برای مشتری آن است که: مشتری بگوید این کار یا این کالا می ارزید، می گوید شما باید بگویید که ارزانتر از دیگران هستید! و کالای شما با کیفیت مشابه بهای کمتری دارد. ولی بعد فراموش می کند که این را گفته، چون بلافاصله آن را به مسخره می گیرد! به مثال او توجه کنید: لکسوس وقتی به بازار آمد، اعلام کرد من همه آپشن های بنز را می دهم، ولی قیمت من کمتر است !

اما بنز چه کرد؟ وی با مسخره می گوید: اگر ما بودیم می گفتیم بنز باید: ارزانتر از لکسوس می شد، تا بازار خود را حفظ کند. ولی بنز این کار را نکرد! بلکه آن را گرانتر هم کرد. استدلال این بود که بنز با لکسوس فرق دارد،  مشتریان مخصوص خود را دارد. و مشتریان باید بهای این تفاوت را بپردازند.

پس غربی ها، موقعی که قیمت ها را کاهش دهند آفرین دارند، افزایش هم بدهند، و به تمام قوانین بازاریابی پشت پا بزنند، بازهم آفرین دارند. می گویند نوکری برای ارباب خود بادمجان پخت، و ارباب از آن تعریف کرد، آشپز هم گفت بله بادمجان، غذای بسیار خوبی است . روز بعد دوباره بادمجان پخت، تا ارباب بیشتر لذت ببرد، ولی ارباب گفت: بادمجان غذای بدی است. آشپز هم گفت بله قربان، بادمجان باعث برخی ناراحتی ها در بدن می شود! ارباب تعجب کرد و گفت: تو که دیروز از بادمجان، تعریف می کردی چه شد بدگویی می کنی؟

او گفت: من نوکر شما هستم، نه نوکر بادمجان! حالا ببینید کار غرب زده ها، به جایی رسیده که استاد بزرگ ایرانی، بیاید نوکر مابانه از همه چیز غربی ها تعریف کند.

 

متاسفانه اساتید دانشگاه های ایران، هنوز در قرون وسطی غرب زندگی می کنند. و دوران طلایی سال های 1960را از یاد نمی برند، و نمی خواهند باور کنند که : دنیا تغییر کزده و دیگر کسی به: اصول بازار یابی آنان علاقه ای ندارد! وقتی امپریالیزم جهانی، و سرمایه داری چند ملیتی، سال ها زحمت کشیده ، بازاریابی کرده  و بازار ایران را فتح می کنند، ولی بعد ناگهان با یک مصوبه کنگره،  ناچار شده تحریم ها را می پذیرند، و همه بازار ها را ترک می کنند،  چه جایی برای بازاریابی است؟ جز گول زدن خود و تعداد ساده اندیشی دیگر.

علوم التسویق مثیر للسخریة!

تسویق هذه الإنجازات غربیة أخرى، وصلت إلى خط النهایة فی النص المعروض على هذه الازدواجیة. فی الواقع، لیس فقط فی السیاسة، کان الغربیین متناقضة، ولکن فی علوم التسویق والإدارة، والطبول السبر التناقضات دون تلقاء نفسها. کما المثل القدیم: ذاکرة أقل کاذب! مثال على الذاکرة التاریخیة، إیغور قوات الأمن الوطنیة الأفغانیة وغیره من العلماء والتسویق! کانوا یناضلون لسنوات من أجل البقاء فی السوق: یتم تخفیض الأسعار ویتم رفع الجودة، ضحایا الإیرانیة الغربیة مع میل والحماس، وأنها ترجمت وتربطه علاقات وثیقة حنجرته، تم حظر الدم إلى الدماغ، ومنع أفکارهم کانت، لتحقیق الغرض منها ترجمة بالضبط! بالنسبة للغرب، الناس لیس لدیهم الحق فی التفکیر!

الیوم، هذه النظریة هی میتة! لا بناء لالتقاط السوق، أو رفع حصتها من التسویق، إلى خفض الأسعار وتحسین نوعیة لا یفکر! المنتجین الصینیین سوبر الثقیلة، من فعل هذا أو غیش البیانات، ولجأت إلى تخفیض الأسعار، والإغراق، لدیهم للتضحیة الجودة. الخزف مع الکلمة: جودة رافق. وأولئک الذین یبیعون رخیصة الیوم سوف تدفع مرة أخرى، وذلک لأن تشبع السوق، والناس لا حتى شراء السلع الرخیصة! لذلک، بدأ نمو سلبی للاقتصاد الصینی.

M ماجستیر فی التسویق، والتسویق، بکل فخر واعتزاز کل التناقضات الدفاع! ویقول: إذا کان الغرب: الآن اللیلة هی لیلة لعلى یقین! وإذا قالوا لک یتم تحدیثها یومیا! ولا أحد لدیه الحق، على العلماء الغربیین نقاش، ولکن هذه الأمور ینفی کل منهما الآخر.

یتحدث فی بدایة یقول: خلق القیمة للعمیل هو أن العملاء ویقول هذا أمر جید أو یستحق، یقول لک أن أقول أنک أرخص من غیرها! المنتج الخاص بک هو نفس النوعیة والسعر المنخفض. ولکن بعد ذلک أن نتذکر أن هذا یقال، بمجرد أنه أمر مثیر للسخریة! على سبیل المثال، لاحظ: عندما قال السوق لکزس، مرسیدس تعطینی کل الخیارات، ولکن سعری أقل!

ولکن ما کان بنز؟ سخر یقول أننا إذا قلنا یجب بنز، لکزس کان أرخص للحفاظ على سوقها. بنز، لکنها لم تفعل ذلک! لکنها أکثر تکلفة. وکانت الحجة التی بنز، لکزس هو مختلف، لدیها زبائنها الخاصة. ویجب على العملاء دفع فرق السعر.

العالم الغربی، عندما تکون الأسعار أقل رجال الأعمال، وزیادة وقتهم، وعلى کل قواعد التسویق مشط القدم، وأنها لا تزال إشکالیة. خبز ویقول عبید الباذنجان لسیده، وسید هذا التعریف، وقال الطاهی نعم، الباذنجان، الطعام جید جدا. أیام فی وقت لاحق، خبز الباذنجان، والتمتع أکثر الرب، لکنه قال الرب، والباذنجان الطعام سیء. وقال کوک نعم، الباذنجان، مما تسبب بعض الانزعاج فی الجسم! الرب فاجأ وقال أن یوم أمس کنت الباذنجان، هل تعرف ما کنت قد مذموم؟

وقال: "أنا عبدک، ولیس عبید الباذنجان! الآن هل ترى فی الغرب، إلى درجة أن غراند ماستر الإیرانی، ضیعة جدا تعرف کل شیء الغربیة.

 

للأسف أساتذة الجامعات الإیرانیة، ما زالوا یعیشون فی الغرب فی القرون الوسطى. و لا تنسى العصر الذهبی من 1960s، ولا ترید للاعتقاد بأن العالم قد تغیر وأنه لم یعد: لیست لدیهم مصلحة فی مبادئ التسویق! عندما الإمبریالیة العالمیة، والرأسمالیة متعددة الجنسیات، وسنوات طویلة العمل الجاد، والتسویق، واحتلت السوق الإیرانیة. ولکن بعد ذلک فجأة، مع قانون صادر عن الکونغرس، اضطر لقبول العقوبات، وترک السوق، یا له من مکان للتسویق؟ ولکن خداع أنفسهم والمشوهون الأخرى.




تاریخ : شنبه 93/11/4 | 11:51 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر

باز هم حوا

حورا با حوا در فارسی، فقط یک حرف با هم تفاوت دارند! ولی هزاران معنی در همین یک حرف است. و آن بیان کننده نقش زن، در ابعاد منهای بینهایت تا: مثبت بی نهایت است . زنی که بتواند حورا شود، یا زنی که همان حوا باقی بماند! حوا به دلیل طمع یا سادگی خودش، آدم را از بهشت بیرون راند. در حالیکه حورا که لقب حضرت فاطمه س است، می خواهد آدم را به بهشت برگرداند.

اکنون زنان ما، بر سر دوراهی تاریخی هستند: آیا باید به لذت خوردن یک سیب فکر کنند، ولی به عاقبت این سیب خوردن فکر نکنند؟ یا اینکه از سیب بگذرند و: در بهشت بمانند؟ البته خداوند دوست دارد که: آن ها دربهشت بمانند، لذا می گوید ازهمه چیز می توانید استفاده کنید، و اشکالی در آن نیست، فقط سیب را یا گندم را نخورید، که از بهشت بیرون رانده خواهید شد!

اما حوا این را نادیده می گیرد، و به ندای شیطان گوش می دهد، که می گوید چرا باید از: خوردن سیب منع شوید! برو و: سیب را بخور و به آدم نیز، نشان بده که سیب را بخورد، چیزی نمی شود! و امروز و دیروز ما همین است، و فردا هم همین خواهد بود!

خداوند می فرماید: در دنیا هرکاری می کنی، حجاب داشته باش! و حوا وسوسه می شود: مگر موی من چه چیزی دارد؟ موی من باعث زیبایی من است، و چرا حدا نمی خواهد که: من زیبایی ام را نشان بدهم؟ و نشان می دهد! و اتفاقی که نباید بیافتد واقع می شود! و زن از بهشت بیرون می رود، و مرد را هم با خود به هبوط می برد!

حالا اگر همین دستور ساده را اجرا می کرد، خودش در بهشت می ماند و مرد را هم، در آن جا حفظ می کرد. مسئله به همین سادگی است! به قول حافظ شاعر : پدرم، روضه رضوان، به دو گندم بفروخت! ناخاف باشم اگر من، به جوی نفروشم . یعنی در مقام حرف،  روضه رضوان، بهایی بیش از دو دانه گندم ندارد! ولی در عمل همه بدبختی های ما، از همین فروختن روضه رضوان است.

چه کسی راضی است که در بهشت نباشد؟ و از این رنج و زحمت برای: در اوردن یک لقمه نان راحت شود؟  همه رنج و بدبختی های بشر، فقط برای بدست آوردن یک لمه نان است! که مبا دا از گرسنگی بمیرد! حتی آن هایی هم که دارند، رنج از دست دان آن، عذاب شان می دهد. از آن روزی می ترسند که :چشم باز کنند و ببینند همه این ها ، خواب و خیال بوده است.

حالا اینهمه رنج را چه کسی بوجود آورده ؟ کسی که فقط یک سیب خورده است! و الا، ما الان در ناز و نعمت بودیم، که شاعر پارسی گوی می فرماید: ما ازبالا ییم و بالا می رویم! بیایید خود را برای بالا رفتن آماده کنیم، بیایید از خیر یک سیب بگذریم، و به بقیه فکر کنیم. بیایید گناه نکنیم و: حجاب اسلامی را رعایت کنیم.

شیطان نه تنها در بهشت، بر سر راه حوا سبز شد، در طول تاریخ هم، بر سر راه حوا های دیگر هم، ظاهر شد چنانچه می گویند: در هر جنایت تاریخی، جای پای یک زن دیده می شود. این جای پا هم از آن جمله ها است، که گفتن آن ساده است! ولی تمام رنج ها و درد های بشر، در متن آن خوابیده است.

یکبار در اندلس، مسلمانان آن را تجربه کردند: عشق به زن و زیبایی های او، باعث شد که اندلس به اسپانیا تغییر نام دهد ! هرچند که بعد ها گفتند اسپانیا، همان اصفانیا یا اصفهانی ها است! ولی دردی را دوا نکرد.

امروز هم داعش را به همین حربه می خوانند ! قبل از جهاد تکفیری، هر داعشی باید جهاد نکاح بکند! یعنی با جاذبه زنان، همه وحشیگری ها را انجام می دهند! آن ها ادم می کشند تا شب، بر بالین زیباترین زن ها آرام بخوابند! و همه چیز را فراموش کنند.  دختران ما بدانند که ماهواره ها هم، مثل شیطان هستند. کسی را با زور به گناه نمی برند. بلکه فقط وسوسه می کنند.

روز قیامت شیطان خود را، از همه گناهان بشر، مبرا می داند و می گوید:آن ها اصلا مرا نمی دیدند، و من به آن ها زور نمی گفتم، فقط وسوسه می کردم!

 

آری از وسوسه شیطان برحذر باشید، و دستور خدا را انجام دهید. تا مثل آدم بار دیگر، به وطن اصلی خود برگردیم : هرکسی دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش

 

مرة أخرى حواء

  کلمة حواء الفارسی حورة، وکلمة واحدة فقط هی مختلفة! ومع ذلک، فإن هذا یعنی الآلاف من الرسائل. والتعبیر عن دور المرأة فی أحجام تصل إلى ناقص اللانهایة، واللانهایة الإیجابیة. حورة امرأة، أو امرأة ترکت لها! عشیة، أو ببساطة بسبب جشعه، وآدم طرد من الجنة. حورة، فی حین أن لقب فاطمة الزهراء، یرید له بالعودة إلى السماء.

النساء، على معضلة تاریخیة: هل من دواعی سروری ان تناول التفاح والتفکیر، ولکن لا نفکر فی عواقب أکل تفاحة؟ أو أن تفاحة وتمریرة فی السماء وکأنها؟ ولکن الله یحب أن تبقى فی السماء، حتى انه یمکن استخدام کل شیء، وأنها لیست مشکلة، فقط لا تأکل التفاح أو القمح، والتی سوف تکون مدفوعة من الجنة!

ولکن هذا یتجاهل لها، والاستماع إلى صوت الشیطان، والذی یقول لماذا لا ینبغی لنا أن أکل التفاح حظر لک! اذهب والتفاح لتناول الطعام وتظهر الناس أیضا أن التفاح لتناول الطعام، ما لا! وهذا هو موقفنا الیوم وأمس، وغدا سوف تکون هی نفسها!

یقول الله أنه یمکنک أن تفعل أی شیء فی العالم، وسیتم الکشف عن! وإغراء حواء: ما هو شعری؟ I  جعل شعری جمیل، لماذا لا یکون الحد الأقصى I اظهار بلدی الجمال؟ ویبین! وهذا ما یحدث فی الواقع هو لا! وتذهب من السماء، وانه سیتخذ لها أن تقع!

الآن إذا قمت بتشغیل هذا الأمر بسیط، هو ورجاله ستبقى فی السماء، حیث کان الحفاظ علیها. انها بسیطة على هذا النحو! على حد تعبیر الشاعر: الأب، خاصتک رضوان، لبیع الحبوب! أنا غیر مؤکد إذا خاف

الشعیر لاتبیغ  هذه هی الکلمة الرسمیة، خاصتک رضوان، والثمن هو لیس أکثر من عقدین من الحبوب من القمح! ولکن فی الواقع کل المصائب لدینا، للضریح رضوان هو بیع.

من منا لا یکون سعیدا فی السماء؟ ومن الکدح والمتاعب من: الاستیلاء على قطعة من الخبز لتکون مریحة؟ کل البؤس البشری، فقط للحصول على الخبز الکلمة! یموت الصرف دا من الجوع! حتى أولئک الذین یعانون من المفقودین، هو العذاب بهم. وبمجرد أن الخوف من أن یفتحوا أعینهم ونرى کل هذا الوهم هو.

الآن، الذی جلب الکثیر من المعاناة؟ الذین قد أکل تفاحة فقط! قریبا، کنا الآن فی البذخ، الشاعر الناطقة بالفارسیة یقول: لدینا کبار وتصل نذهب! دعونا الحصول على استعداد لتسلق، دعونا لا التفاح من الطریق، ویرى آخرون. دعونا لا نلوم الحجاب الاحترام.

الشیطان لیس فقط فی السماء، فی الطریق إلى لیلة رأس الأخضر، عبر التاریخ، والطریقة حواء الآخر، وبدا کما یقولون فی أی تاریخ إجرامی، وینظر للمرأة آثار أقدام. وقدم هو أیضا بحیث أنه من السهل أن أقول! ولکن کل المعاناة الإنسانیة وآلام فی الجسم هی نائمة.

مرة واحدة فی الأندلس والمسلمین عانوا من حب امرأة وجمالها، والناجمة الأندلس فی إسبانیا غیرت اسمها! على الرغم من انه قال بعد اسبانیا، وأو هو! ولکن لا یوجد دواء الألم.

الیوم داعش  رابطة الدول المستقلة قراءة هذا السلاح! قبل الطرد من الجهاد، الجهاد یجب أن تفعل کل الداعش  الزواج! جذب النساء، کل معاقبة تفعل! إنهم یقتلون اللیل، أجمل امرأة على الراحة فی الفراش، والنوم! وننسى کل شیء. ونحن نعلم أن الأقمار الصناعیة الفتیات، مثل الشیطان. لا یجبر أحدا على الخطیئة. ومن الإغراء الوحید.

له الیوم الشریر، من کل خطایا البشریة، مکالمات مجانیة وتقول انها لا ترى لی، وقلت إننی لا قوة لها، وأنا مجرد إغراء!

نعم، حذار من الشیطان، والأمر من الله للقیام به. لمثل هؤلاء الناس، مرة أخرى، والعودة إلى وطنهم الأصلی. الجمیع بقی بعیدا عن نفسه، یستغرق وقتا طویلا لفتح الاتصال بهم 




تاریخ : شنبه 93/11/4 | 12:37 صبح | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر
<< مطالب جدیدتر