تماس با ما آبان 89 - پایگاه خبری ماهین نیوز
سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت

بسمه تعالی

جنگ فرهنگ ها(جبهه ها در پدافند غیر عامل15 )

فرهنگ را ما حصل انسان میدانند یعنی هر آنچه انسان به جهان اضافه کرده است از قبیل هنر، صنعت، تولید ، کشاورزی، زبان ، سنت ، روش زندگی و غیره

لذا بین انسان و حیوان تفات های اساسی به خاطر فرهنگ است . زیراتمام کار کرد های حیوانات براساس غریزه است واز خود نمی توانند برآن چیزی بیافزایند. مثلا پرنده ای بلافاصله پس از تولد جوجه اش ازبین میرود ولی بنابر حکم غریزه بدون اینکه خود بداند تمام وسایل و امکانات جوجه خود را تا مرحله بلوغ فراهم می کند. غریزه مانند موتور کوکی است از جایی کوک می شود و یک مسیر مشخصی را می رود. حرکت پرندگان در آسمان ها براساس غریزه است یعنی سال دیگر پرندگان نمی توانند آن را عوض کنند. اما انسان قادراست رفتار های خودرا کنترل کند یعنی آن ها را بین صفر تا بی نهایت تغییر دهد. صفر یعنی انجام ندادن بیش از صفر یعنی انجام به کرات. حتی برخی کارهارا می تواند نیمه کاره یاچند درصد انجام داده رها کند. البته برای تنظیم و تعادل ظبیعت در این گونه موارد خداوند حیوانات یا موجودات جدیدی می آفریند یا آفریده های قبلی را مامور اتمام آن می کند! مثلا اگر ما موجودی را در بیابان رها کنیم اینطور نیست که موجود به همان شکل باقی بماند. حشرات و پرندگان و حیوانات هرکدام وظیفه خود را عمل می کنند تا اورا به طبیعت برگردانند! می گویند علت افزایش موش اسراف کاری آدم هاست که غذا ها را نیمه خورده رها می کند لذا موش ها از این نیمه خورده ها تغذیه کرده و سربعا زاد و لد می کنند! سووسک ها نیز ماموریت آخرین پاکسازی را دارند! یعنی ذرات غذائی که آدمیزاد دور ریخته و موشها آن را خورده اند الباقی را سوسک می خورد! و باز می گویند مارمولک باشد سوسک ها را می خورد! همانطور که اگر ربه باشد موش ها را می خورد. در برخی موارد حتی موجودات جدید آفریده می شوند! مثلا دارین دانشمندی بود که به تمام دنیا سفر کرد و همه انواع حیوانات را جمع آوری و تئوری خود را براساس تئوری تنوع و تئوری تنازع بقا بر قرار کرد از نظر او دیگر هیچ حیوان یا گیاهی نبود که شناخته نشده باشد ولی امروزه ما می دانیم فقط 70 هزار نوع حشرات وجود دارند! در حالیکه هر روز وادی تازه ای در حیات وحش کش می شود و در همان جائی که قبلا کاملا تحقیق شده گونه های جدیدی به دست می آید و این نشان آن است که خداوند دستش بسته نیست آنطور که تورات می گوید در شش روز خداوند جهان را خلق کرد و روز هفتم ( جمعه ) را استراحت نمود و دست های او بسته است و دیگر نمی تواند خلق کند . در حالیکه قرآن کریم می فرماید و قالت الیهود: ید الله مغلوله بل غلت ایدیهم ! بل یداه مبسوطه و یخلق مایشا! یهود می گویند دست خدا بسته است در حالیکه دست خودشان بسته باد. دست خدا باز است و هرچه یخواهد می آفریند: کل یوم هو فی شان: هر روز خداوند کار های جدیدی دارد. واین است که اسرائیلیات یا ضد فرهنگ وارد فرهنگ می شود! تمام داستان های قدیمی که نتیجه فرهنگ بشری و تاریخ زندگی اوست همینطور است. این است که فرهنگ در درون خود دچار تضاد می شود و به ضد خودش تبدیل می شود. همینطور تبدیل خود به ضد خود ادامه می یابد تا خرده فرهنگ ها به وجود یایند. مثلا شما کلمه نه را در نظر بگیرید یزدی ها آن را باکسره تلفظ می کنند مازندرانی ها نا می گویند انگلیسی ها نو و هرگز هم حاضر نیستند مثل هم بگویند! و شاید آن را مسخره هم بدانند. می گویند یک زن تهرانی با مردی مشهدی ازدواج کره بود هنوز لهجه اورا کاملا نمی شناخت وقتی شوهر شب به خانه برگشت در زد زن پرسید کیه گفت : مایوم! زن در باز نکرد فکر کرد مایوم اسم کسی است گفت من ترا نمی شناسم ! گفت من شوهر توهستم زن وقتی در را باز کرد گفت : تویی؟ پس چرا می گویی مایوم! لذا اختلاف فرهنگ ها از همین جا شروع می شود: در قرآن کریم هم آمده اختلاف زبان ورنگ شما فقط جنبه همدیگر شناسی دارد. مثل اینکه شما وقتی گنجشک ها را نگاه می کنید همه مثل هم هستند لذا نمیتوان بین آن ها فرق قائل شد.اما اگر آن ها شماره گذاری کنید میتوانید بدانید کدام غذا خوردند کدام نخوردند. اما دشمن چه می کند؟ همین زمینه های اختلاف فرهنگی را به تضاد فرهنگی و جنگ فرهنگ ها تبدیل می کند. ما می بینیم که مثلا فارس ها برعلیه ترک ها یا عربها برعلیه عجم ها برانگیخته می شوند. و جنگ فرسایشی بزرگی به وجود می آید. مسئله ای که برای بهتر زندگی کردن و از عوامل رفاهی است تبدیل به یک معضل اجتماعی می شود که عاقبت جنگ سرد وبعد ها جنگ گرم را به دنبال دارد. البته هدف استکبار از جنگ فرهنگ ها تضعیف آن ها به وسیله یکدیگر است تا همه فرهنگ های درگیر ضعبف و نابود شوند و فرهنگ آن ها غالب شود هم اکنون ما شاهد هستیم که مثلا با اینکه زبان آمریکائی یا انگلیسی از بسیاری از زبان ها کم گویش تر هستند ولی زبان رسمی و بین المللی است بطوریکه مثلا اگر بین ایان و افغانستان و تاجیکستان که فارسی زبان هستند بخواهد قرار دادی نوشته شود باید به زبان انگلیسی باشد تا برای آن ها قابل فهم باشد. لذ می بینیم در دل مبارزه با خرده فرهنگ ها یک سلطه فرهنگی یاتعریف فرهنگ سلطه ایجاد می شود یعنی استکبار می خواهد با تضعیف خرده فرهنگ ها آن ها را ازبین برده و فرهنگ خود را مسلط نماید. و وظیفه مسئولان حمایت از فرهنگ ملی و اسلامی است تا مانع این آفند دشمن شوند... پس یکی از جبهه ها در پدافند غیر عامل حمایت از خرده فرهنگ ها و دوستی بین آن ها است...

سید احمد حسینی ماهینی 09192123745یا www.mahinnews.blogfa.com

 


تاریخ : جمعه 89/8/7 | 5:11 عصر | ماهین نیوز : ماهین نیوز | نظر
<< مطالب جدیدتر